اسرافیل

اسرافیل

اسرافیل

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ»
«إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّىٰ یُغَیِّروا ما بِأَنفُسِهِم»
خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند. (قرآن کریم. سوره مبارکه رعد آیه 11)

طبقه بندی موضوعی

۱۲۹ مطلب با موضوع «غرب شناسی» ثبت شده است

جایگاه انسان در فلسفه اسلامی و فلسفه غرب

(قسمت اول)

 

با پیدایش تئوری های علمی و نظریات دانشمندانی چون گالیله و کپلر مرکزیت زمین به افسانه تبدیل شد. زمین مرکز نیست، بنابراین انسان هم در مرکز عالم زندگی نمی کند و اشرف موجودات هم نیست. هر اندازه انسان در نحله های فکری گذشته بزرگ تلقی می شد، بعد از پیدایش این نوع تفکر، انسان کوچک و کوچک تر شد. یعنی انسان موجود ضعیفی شد که در یک کره بسیار ضعیف و ناتوان در جوّ لایتناهی دارد می چرخد و این فرضیه علمی در مسئله فضا و جو و هیئت بود البته باید توجه داشت که این نظریات در تاریخ معرفت اثر فراوانی داشته است.

 

سیر مطالعاتی پیشنهادی:

سیر مطالعاتی تاریخ غرب

 

مطالب پیشنهادی:

تکنولوژی و اندیشه تکامل

غرب شناسی: نگاه انسان مدرن به عالم

دین و دنیا

زادگاه فلسفه در اندیشه شیخ شهاب الدین سهروردی (شیخ اشراق)

آیا وظیفه فلسفه پاسخگویی به نیازهای امروز بشر نیست؟

فلسفه اسلامی: ابن سینا و ارسطو

فلسفه اسلامی و وحی

معنای فلسفه چیست؟

 

بقیه متن در «ادام مطلب»

(کپی برداری از «اسرافیل» فقط با ذکر منبع مجاز است)

۱ ۰۱ مرداد ۹۷ ، ۱۸:۵۰
اسرافیل مهدوی

لیبرالیسم فرهنگی

(قسمت دوم)

 

الکساندر سولژنیستین می گوید:

 

«اومانیسم، انسان را خود مختار دانست و شر فطری او را نادیده گرفت؛ برای انسان هیچ هدفی جز بهورزی روی زمین معین نکرد و در پایه های تمدن غرب، گرایش خطرناکی را پی ریخت»

 

حاصل کار اندیشمندان لیبرال در ترویج اومانیسم برای غربی ها، یک دوره فساد بود. به دنبال رواج اومانیسم ، معنویت و قداست از عرصه های گوناگون علمی، فکری و هنری محو شد، و هنرمندان اومانیست خصوصی ترین مسائل جنسی و نفسانی را در مجسمه سازی و نقاشی و رمان به عنوان هنر عرضه کردند.

 

بر اساس نظر شهید بهشتی، لیبرالیسم تنها منبع شناخت را در انسان انگاری خود اومانیسم، عقل می داند و برای اصالت وحی به عنوان منشاء مستقل معرفت و آگاهی، جایگاهی ندارد. نفی حقیقت ماورایی و معارف وحیانی از سوی اومانیست ها و لیبرال ها در غرب نیز با مخالفت هایی رو به رو شد. جریان هنری نیومن در انتقاد از رویکرد و مواجهه لیبرالیسم با حقیقت می گوید:

 

«از نظر من لیبرالیسم، آزادی دروغین اندیشه است. یا اندیشیدن در مورد مسائلی که به دلیل ساختمان ذهن بشر، اندیشه راه به جایی نمی برد و بنابراین موردی ندارد»

 

سیر مطالعاتی پیشنهادی:

سیر مطالعاتی تاریخ غرب

 

مطالب پیشنهادی:

لیبرالیسم فرهنگی (قسمت اول)

غرب شناسی: نگاه انسان مدرن به عالم

غرب شناسی: غرب و اومانیسم

اومانیسم یا انسان محوری: وقتی در غرب انسان، خدا می شود

جاهلیت مدرن: غرب و جهان در عصر جاهلیت مدرن

غرب شناسی: تاریخ غرب مدرن: رنسانس و غرب مدرن

آمریکا شناسی: توتالیتاریسم لیبرال در آمریکا

ولنگاری فرهنگی

 

 

(کپی برداری از «اسرافیل» فقط با ذکر منبع مجاز است)

۱ ۰۱ مرداد ۹۷ ، ۱۷:۱۸
اسرافیل مهدوی

لیبرالیسم فرهنگی

 

پایه و اساس لیبرالیسم فرهنگی را اومانیسم و فردگرایی تشکیل می دهد. لیبرالیسم خواهان درجاتی از آزادی در برابر تسلط یا هدایت دولت و یا هر موسسه دیگر است که تهدید کننده آزادی بشر باشد. لیبرالیسم که خود از مولفه های مدرنیسم است، در نظر و عمل از پروتستانتیسم- نهضت اصلاح دین- در قرن 16 میلادی بسیار کمک گرفته است.

عناصر اصلی تفکر لیبرالیستی عبارتند از: تکیه بر عقل، بدون در نظر گرفتن وحی؛ آزادی مبتنی بر فردگرایی (اومانیسم)؛ تساهل و تسامح با رویکرد نسبی گرایی مدرن. لیبرالیست ها درباره آزادی معتقدند که وحدت دین برای تنظیم مصالح جامعه ضروری نیست و قانون باید عهده دار آزادی عقیده باشد. آزادی خواهی لیبرالیستی تا جایی پیش می رود که مرزهای دین را در می نوردد و انسان مدرن را برای تکلیف گریزی و بی قیدی نسبت به آموزه های دینی محق می پندارد. از این رو، لیبرالیسم حاکمیت الهی را در جهان نمی پذیرد.

 

 

مطالب پیشنهادی:

دین و دنیا

غرب شناسی: غرب و اومانیسم

آمریکا: نظام سکولار یا نظام دینی؟

اومانیسم یا انسان محوری: وقتی در غرب انسان، خدا می شود.

غرب شناسی: رنسانس و غرب مدرن

 

بقیه متن در «ادامه مطلب»

(کپی برداری از «اسرافیل» فقط با ذکر منبع مجاز است)

۰ ۳۰ تیر ۹۷ ، ۲۰:۵۴
اسرافیل مهدوی

ژاپن، چین، هند و ایران در مواجه با غرب

 

ژاپن، چین، هند و ایران چهار تمدن کهن و بزرگ آسیایی اسیر حوالت تاریخی نیست انگاری غرب شده اند. در این میان ژاپن با پشت سر نهادن تفکر معنوی و سنتی خود و تقلیل آن به تفکر حسابگرانه و سودگرانه مدرن توانسته است در تاریخ جدید رقیب کشورهای صنعتی برتر جهان گردد.

 

چین و هند در پس ژاپن در نیل به دموکراسی و تکنولوژی که دو ساحت بیرونی نیست انگاری و غرب زدگی اند، با برهوت صنعتی غرب کورس رقابت بسته اند.

 

اما ایران که با تفکر حضوری شیعه عصر اسلامی پیش از دیگر سرزمین های شرقی، تفکر یونانی را آزمود، در برابر نیست انگاری مضاعف غرب به شدت مقاومت کرد و هیچ گاه از سطح غرب به عمقش نرفت مگر در مقام تعارض و نفی.

 

منبع: سیر تفکر معاصر جلد اول: دکتر محمد مدد پور

 

(کپی برداری از «اسرافیل» فقط با ذکر منبع مجاز است)

۰ ۲۴ تیر ۹۷ ، ۱۸:۰۸
اسرافیل مهدوی

سیر مطالعاتی «تاریخ غرب»

 

ردیف

نام کتاب

نویسنده/ مترجم

انتشارات

1

بحران دنیای متجدد

رنه گنون/ ضیاء الدین دهشیری

امیر کبیر

2

ظهور و سقوط مدرن

حمید مولانا

کتاب صبح

3

سیر تفکر جدید در ایران و جهان

محمد رجبی

موعود

4

یهودیان و حیات اقتصادی مدرن

ورنر سومبارت

ساقی

5

درباره غرب

رضا داوری اردکانی

هرمس

6

فلسفه در دام ایدئولوژی

رضا داوری اردکانی

امیرکبیر

7

نگاهی دوباره به مبادی حکمت انسی

سید عباس معارف

پرسش

8

مبانی نظری غرب مدرن

شهریار زرشناس

کتاب صبح

9

حکمت معنوی وساحت هنر

محمد مدد پور

منادی تربیت

10

نیمه پنهان امریکا

شهریار زرشناس

کتاب صبح

11

زرسالاران یهودی و پارسی 4 جلد

عبدالله شهبازی

موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی

12

آمریکا پیشتاز انحطاط

روژه گارودی

دفتر نشر فرهنگ اسلامی

 
سیرهای مطالعاتی پیشنهادی:
 
مطالب پیشنهادی مرتبط با غرب شناسی:

 

۲ ۲۳ تیر ۹۷ ، ۰۲:۰۸
اسرافیل مهدوی

غرب شناسی

تاریخ غرب مدرن

رنسانس و غرب مدرن

(قسمت اول)

 

رنسانس، سر فصل آغازین عالم غرب مدرن است. رنسانس در قرن چهاردهم میلادی آغاز شده است. رنسانس، کور آغاز غرب مدرن است، اما کانون اصلی آن برخی شهرهای ایتالیا نظیر فلورانس و ونیز بوده است. هر چند که همزمان با ایتالیا، در برخی نقاط دیگر اروپای غربی نیز برخی نشانه ها و مظاهر غرب مدرن ظهور و فعلیت یافته بوده است و البته باید توجه داشت که وجوه فرهنگی و اجتماعی رنسانس بیش از هر جای دیگر در ایتالیا ظهور و عینیت داشته است.

 

بقیه متن در «ادامه مطلب»

(کپی برداری از «اسرافیل» فقط با ذکر منبع مجاز است)

۲ ۱۲ تیر ۹۷ ، ۰۰:۵۶
اسرافیل مهدوی

غرب شناسی

غرب: اکنون و آینده

(قسمت دوم)

 

آزادی بنیاد هر عالمی است؛ اما گفتن اینکه آینده تابع اوهام و بلهوسی ها نیست نباید مخالفت با آزادی تلقی شود. اصلا آنچه من گفته ام مطالب سیاسی نیست و اگر باشد به مبادی سیاست باز می گردد و هر کس که در مبادی آزادی بحث می کند مخالف آزادی نیست اما آنکه چنین بحثی را زاید می داند و منع می کند آزادی را دوست نمی دارد و به تحقیق کسانی که آزادی را حقّ مخالفت با همه چیز و در واقع به معنی نفی و انکار می دانند، نمی توانند از آن دفاع کنند یا به آن پایبند باشند.

 

به این جهت در همان حال که فریاد آزادی آزادی سر می دهند، به هیچ کس حقّ اظهار نظر نمی دهند و حتی نظرهای دیگران را با جعل و تحریف زشت و بد جلوه می دهند.

 

بقیه متن در «ادامه مطلب»

(کپی برداری از «اسرافیل» فقط با ذکر منبع مجاز است)

۳ ۱۰ تیر ۹۷ ، ۲۰:۱۱
اسرافیل مهدوی

غرب شناسی

غرب: اکنون و آینده

(قسمت اول)

 

امروز وضع غرب تغییر کرده است؛ یعنی دیگر در تفکر غربی چیزی که قدرت غرب و تجدد را به پیش براند وجود ندارد. اتحاد جماهیر شوروی که زمین، جمعیت، معدن و نعمت های طبیعی و مادی و قدرت سیاسی و نظامی داشت منقرض شده؛ غرب سیاسی هم مثل شوروی نیروی دوام و بقا را از دست داده است. غرب دیگر امیدی به آینده ندارد و متفکرانش کار فلسفه را تمام شده می بینند و از پایان دوران تجدد سخن می گویند.

 

آنها وضع حاضر را وضع برزخ (پست مدرن) خوانده اند؛ یعنی دورانی که در مبانی تجدد تزتزل راه یافته و هنوز عهد دیگری آغاز نشده است.

 

بقیه متن در «ادامه مطلب»

(کپی برداری از «اسرافیل» فقط با ذکر منبع مجاز است)

۰ ۱۰ تیر ۹۷ ، ۱۸:۵۲
اسرافیل مهدوی

زادگاه فلسفه در اندیشه شیخ شهاب الدین شهروردی (شیخ اشراق)

 

البته یونان زادگاه فلسفه است و فلسفه در یونان افلاطون و ارسطو رشد یافت، اما فلسفه جایگاه و زادگاه دیگری هم داشت و منحصر به شهر آتن نبود. اولین کسی که در تاریخ فلسفه این بت را شکست و می خواست به این اسطوره خاتمه دهد، شیخ شهاب الدین سهروردی بود که گفت: جایگاه فلسفه شرق است که این شرق هم جغرافیایی است و هم شرق معنوی.

 

بقیه متن در «ادامه مطلب»

(کپی برداری از «اسرافیل» فقط با ذکر منبع مجاز است)

۳ ۰۶ تیر ۹۷ ، ۲۲:۱۴
اسرافیل مهدوی

غرب شناسی

جاهلیت مدرن

غرب و جهان در عصر جاهلیت مدرن

 

پیامبر اکرم (ص)

«من بین دو جاهلیت که دومین آن مخرب تر از اولی است بر انگیخته شدم»

 

بسیاری از مردم جاهلیت را به قرون گذشته نسبت می دهند و جهان متمدن، پیشرفته، با فرهنگ و سرشار از عقلانیت کنونی را عاری از جاهلیت می دانند. اما با نگاه به تحولات فرهنگی، نظامی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جوامع عصر حاضر، به خوبی می توان جاهلیت را در مقیاس بسیار وسیعتری نسبت گذشته دید. جاهلیتی که بسیاری از ابعاد زندگی انسان ها را در سراسر جهان متاثر از خود ساخته است و به قدری با سبک زندگی، عقاید، رفتارها و بینش انسان ها عجین شده است که به عنوان اصولی اساسی، بنیادین و غیر قابل تردید پذیرفته شده اند و هرگونه موضوع گیری در برابر آن ها به شدت محکوم و مورد نکوهش قرار می گیرد.

 

در زیر به چند مورد از مهمترین خصیصه های «جاهلیت مدرن» اشاره می شود:

 

اومانیسم یا انسان محوری

فرقه های انحرافی و عرفان های کاذب

فساد اخلاقی

استبداد، استعمار، ظلم و ستم

 

بقیه متن در «ادامه مطلب»

(کپی برداری از «اسرافیل» فقط با ذکر منبع مجاز است)

۲ ۱۳ فروردين ۹۷ ، ۱۶:۳۳
اسرافیل مهدوی