اسرافیل

اسرافیل

اسرافیل

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ»
«إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّىٰ یُغَیِّروا ما بِأَنفُسِهِم»
خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند. (قرآن کریم. سوره مبارکه رعد آیه 11)

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
آخرین نظرات

امریکا شناسی: اقتصاد امریکا (قسمت سیزدهم- بخش چهارم)

 

ماهیت سرمایه داری، تجمیع سرمایه ها در دست اشخاص یا نهادها است. ظهور خانواده های ابرثروتمند مثل راکفلر، کارنگی و مورگان در سال های پایانی قرن نوزدهم اتفاق افتاد. آثار جان اشتاین بک از نویستندگان قرن بیستم نشان دهنده وضعیت شدیدا نابرابر و محرومیت های جامعه امریکایی در این دوره است.

 

در همین سال ها کارتل و تراست و انحصارات بزرگ اقتصادی تشکیل می شود. اما در مورد امریکا باید این را هم اضافه کرد که جنگ های داخلی باعث حل شدن سرمایه های کوچک در سرمایه های بزرگ شد. سرمایه سالاری امریکایی وارد دوره تازه ای شد و با سرعت به سمت انحصارها حرکت کرد. آبراهام لینکلن و حزب جمهوری خواه انحصارهای تازه ای ایجاد کرد. انحصار نفت، فولاد، راه آهن، بانک داری، با هم راهی دیون و اصلاح قانونی اساسی ایجاد شد.

 

کارنگی سلطان فولاد و راکفلر سلطان نفت شد. کلود ژولین می نویسد: «در پنسیلوانیا ده ها هزار کارگر در شرایط طاقت فرسای معادن مشغول کارند. گاه آب تا زانو می رسد. یک چهارم کارگران 7 تا 16 ساله اند»

 

جک لندن در رمان پاشنه آشیل جمله ای از آبراهام لینکلن نقل می کند: « از بحرانی در آینده کشورم بیمناکم... سرمایه داران بزرگ تلاش می کنند تا با سرکوبی مردم، دوران حکومتشان را طولانی تر کنند... تا تمام سرمایه در دست چند تن متمرکز شود و جمهوری نابود شده و از پا در بیاید.»

 

حالا رفتن به کاخ سفید بدون پشتوانه مالی و تبلیغات، یک رویاست. انتخابات، جا به جایی قدرت بین دو حزب است. تازه، حرف دیوان عالی از رای مردم در انتخاب رییس جمهور، موثر تر است و اصلا تعیین کننده نهایی اوست. پس اصلا پیش بینی آبراهم لینکلن محقق نمی شود، چون جمهوری کنترل می شود (مثل رقابت بوش و الگور در سال 2003). همچنین نظام سیاسی طوری طراحی شده که قوه مجریه به دو قوه دیگر حاکم است. رئیس مجلس و قضات عالی توسط رئیس جمهور انتخاب می شوند.

 

بحران های کارگری و بحران های رکود مثل اروپا پی در پی انتفاق می افتد. اعتراض های کارگری در دهه های پایانی قرن نوزدهم اوج می گیرد. بحران های رکود متناوب رخ می دهد؛ خصوصا در سال های 1873، 1886، 1893. بحران های رکود، همیشه باعث بی کاری است. جی گولد یکی از کارفرمایان جمله ای گفت که مشهور شده و شرایط سالهای پیش از قرن بیستم را خوب توضیح می دهد: «می توانم نصف افراد طبقه کارگر را برای کشتن نصف دیگر استخدام کنم.» به رسم سرمایه داران اروپایی ، بحران های داخلی بر اقتصادهای ناتوان آسیایی و افریقایی سرشکن می شود. استعمار امریکایی در دهه های آخر قرن نوزدهم پیدا می شود و به سرعت فراگیر می شود.

 

منبع: روایت تفکر، فرهنگ و تمدن از آغاز تا کنون، جلد چهارم: این عصر قرمز است: از مدرنیته تا جنگ جهانی دوم. دفتر نشر معارف، چاپ دوم، 1391، ص 38

 

کلمات کلیدی: اسرافیل، غرب، غرب شناسی، امریکا، امریکا شناسی، سرمایه داری در امریکا، خانواده راکفلر ها، خانواده کارنگی، خانواده مورگان، جان اشتاین بک، جامعه امریکایی، کارتل های بزرگ دنیا، تراست های بزرگ دنیا، جنگ های داخلی امریکا، اقتصاد امریکا، آبراهام لینکلن، حزب جمهوری خواه امریکا، حزب دموکرات امریکا، قانون اساسی امریکا، تجارت فولاد امریکا، تجارت نفت امریکا، کارتل ها و تراست های نفتی امریکا، پنسیلوانیا، دولت امریکا، حکومت امریکا، کاخ سفید امریکا، کنگره امریکا، مجلس سنای امریکا، تبلیغات در امریکا، احزاب و جناح های سیاسی امریکا، دیوان عالی امریکا، ریاست جمهوری امریکا، اروپا، هزینه زندگی در شهرهای امریکا، ایالت های امریکا

 

(کپی برداری از «اسرافیل» فقط با ذکر منبع و لینک مستقیم مجاز است)

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی