اسرافیل

اسرافیل

اسرافیل

.............«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ»..............

«إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّىٰ یُغَیِّروا ما بِأَنفُسِهِم»

خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند. (قرآن کریم. سوره مبارکه رعد آیه 11)

۳۳۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اسرافیل» ثبت شده است

غرب شناسی

دوران رنسانس

 

شروع رنسانس:

  • از اواسط قرن 14م. سال تاسیس جمهوری بورژوایی مدرن در شهر رم- ایتالیا

 

پایان رنسانس:

  • آغاز رفرماسیون مذهبی در آلمان و برخی مناطق اروپایی شمالی
  • سرآغاز پروتستانتیسم مسیحی و رفرماسیون مذهبی در سال 1517م. که مارتین لوتر به کلیسای کاتولیک اعتراض کرد.

 

اسرافیل: دوران رنسانس

۰ ۲۹ آبان ۹۷ ، ۲۳:۵۰
اسرافیل مهدوی

ایران و امریکا

تاریخچه روابط ایران و امریکا 1

 

روابط ایران و ایالات متحده از آغاز تاکنون سه دوره مشخص را پشت سر گذاشته که هر یک از این دوره ها، با وجود فراز و نشیب های جزئی، دارای شاخص ها و متغیرهای ثابتی نیز بوده که با ورود به دوره بعدی دگرگون شده است. این سه دوره را می توان تحت سه عنوان طبقه بندی کرد:

 

  1. دوره حضور نامحسوس امریکا در ایران
  2. دوره روابط سلطه گرانه بین امریکا و ایران
  3. دوره تیرگی روابط میان دو کشور

۰ ۲۹ آبان ۹۷ ، ۲۰:۴۵
اسرافیل مهدوی

سیر تفکر معاصر در ایران

غرب شناسی و غرب زدگی

 

در دوره جدید، تجدد زدگی با شعار اخذ بدون تصرف تمدن فرنگی  در ایران آغاز شد، در این مرحله ایرانیان مانند همه امور، اقتباس را از ظواهر زندگی غربی که آسان یاب تر است آغاز کردند و کمتر متذکر اصل و روح آن شدند. بدین ترتیب عملا تجدد ایرانی به طور عمده با مسئله تقلید از ظواهر زندگی مردم اروپا آغاز شده و در تغییر لباس و اثاث خانه و شیوه گذران صنعتی متوقف مانده و کمتر تاملی در فرهنگ و فلسفه که تبیین کننده مفهوم نو جهان و انسان و خدای جدید بورژوازی بود، رخ داد. و این امر که باید سیر عادی معرفت بشری از ظاهر به باطن، از پدیدار به ماهیت رخ دهد، در امر تجدد عصر ناصری و انقلاب مشروطه و پس از آن حاصل نگردید. چنانکه در گذشته نیز افرادی قشری با پوشیدن لباس اهل علم یا صوفیه بدون آنکه درکی از مقامات علمی و مسالک عرفانی داشته باشند، چنین می کرده اند.

۰ ۲۹ آبان ۹۷ ، ۱۶:۴۰
اسرافیل مهدوی

مبانی هنر در شرق و غرب

سینما هنر تکنولوژیک 5

جهان سینمایی

 

وضع خاص سینما و زبان آن موجب روی آوردن آن به نحوی خاص از واقعیت ممسوخ و ارزش های موجود و یا تخیل و توهم بی زمینه، و جدا کردن انسان از متن زندگی خود و هفته ها در خود فرورفتن می شود. این مسائل هرچند واقعی می نمایند اما در حقیقت، وهمی محض اند. به هر حال اکنون نگاه بیشتر مردم غرب و حتی شرق به جهان و برخوردشان با جهان، سینمایی شده است. با این حال شرقیان نیز در همین عالم سطحی علی ‌رغم سابقه فکری اسرار آمیز و سیطره ی نسبی عوالم ماورایی در بینش آنها، بعضا بیش از غربیان که با نظرگاه عقلی به عالم نظر کرده اند، به سوی جهان سینمایی گرایش می یابند. فی المثل در هند که مظهر یکی از کهن ترین فرهنگ ها و تمدن های شرقی محسوب می شود، و زندگی سینمایی که پراکندگی و گریز از عالم واقع و عالم حقیقت، و سیر در عالم پندار و اوهام است کم و بیش بر اوضاع مسلط است.

۰ ۲۹ آبان ۹۷ ، ۱۱:۵۹
اسرافیل مهدوی

غرب شناسی

غرب مسیحی: رنسانس و اومانیسم

 

وجه حلولی عالم غرب مسیحی (که در مدعای کفرآلود تجسد خدا در بشر خود را عیان و بیان می کرد) در سراسر قرون وسطی بسط پیدا کرد و سرانجام در پایان غرب سده های میانه از همطرازیِ خدا- بشر به دائر مداری بشر و خود بنیادانگاری (تجسم بشر به مثابه نفس اماره = اومانیسم) در رنسانس رسید. آراء حلول انگارانه کابالایی در پدیداری اومانیسم نقش مهمی داشته اند.

 

اسرافیل: درباره غرب سده های میانه: شهریار زرشناس

۰ ۲۹ آبان ۹۷ ، ۰۸:۲۹
اسرافیل مهدوی

علوم اجتماعی و رودربایستی با عقلانیت

قرارداد انسانی یا پروتکل غریزی؟!

 

نخست آنکه این دعاوی که بشر از ابتدا، توجهی به مسأله حق و قانون ندشت، و هزاران سال طول کشیده تا به تجربه، ضرورت «قانون» را بفهمد کجا اثبات شده است؟ قانون حیوانات آن است که مدتی به یکدیگر لگد می زنند تا به تدریج هر یک، حریم خود را بشناسند!! یکی می فهمد که آخور آن طرفی، متعلق به آن یکی و آخور دیگر، متعلق به این یکی است و از ترس لگد مقابل، به حریم یکدیگر تجاوز نمی کنند.

 

اما به نظر می رسد که بشر، کمی پیچیده تر از گورخرها به ضرورتِ «قانون و حقوق» رسیده است و هزاران سال طول نکشیده تا از باب اضطرار، به این ضرورت رسیده باشد. تفاوت پروتکل های ما، با مناسبات غریزی حیوانات، صرفا در این نیست که در این جا، پای «لفظ و کلمه» در میان می آید و در آنجا صرفا با لگد، پروتکل ها امضا می شود! چهار گورخر را در یک قفس بیاندازید، مدتی به یکدیگر لگد می زنند و به تدریج هر یک، حریم خود را می شناسند!!!

۰ ۲۸ آبان ۹۷ ، ۲۲:۰۹
اسرافیل مهدوی

غرب شناسی

تهاجم فرهنگ رسانه ای غرب 1

 

تهاجم فرهنگی حادثه بزرگی در تاریخ معاصر است و به این جهت به آسانی نمی توان آن را درک کرد. منتها ما معمولا به این دشواری و قصور فهم آگاه نیستیم و چه بسا کسانی خیال کنند که با ترتیب مجالس سخنرانی و نوشتن چند کتاب و رساله و مقاله خطابی و جدلی و استدلالی مشکل را حل می کنند. مصیبت وقتی است که جاهلان بخواهند گره کار را از طریق خشم و هیاهو و بدزبانی و ضرب و شتم بگشایند. پس آیا باید به تهاجم فرهنگی تسلیم شد و هیچ مقاومتی در برابر آن نکرد؟

 

تا ندانیم که تهاجم از کجا آغاز شده و چه هدفی دارد و سلاحش چیست، چگونه می توانیم در برابر آن بایستیم؟ من نگفتم که تهاجم فرهنگی مهم نیست، بلکه سخن این بود که چون این تهاجم جز در موارد خاص دانسته نیست، نسخه علاج قطعی برای آن نمی توان نوشت. با وجود این، نباید پنداشت که غرب در این تهاجم پیروز می شود، این تهاجم در حقیقت آغاز شکست غرب پس از غلبه دویست ساله سودای پیروزی قطعی بر همه چیز و همه جاست.

۰ ۲۸ آبان ۹۷ ، ۲۰:۲۶
اسرافیل مهدوی

علم و تکنولوژی و توسعه

تکنیک و تاریخ 3

 

در هیچ تمدنی از تمدن های گذشته تا آنجا که می دانیم علم تکنولوژیک وجود نداشته است، اما همین که در فلسفه فضایل و قابلیت های انسانی را به فضایل نظری، فکری و اخلاقی و عملی تقسیم کرده و برای آنها مراتب قائل می شده اند در حقیقت پذیرفته اند (یا بنایی را می گذاشته اند که بر اساس آن پذیرفته شود) که تواناییها و قابلیت های آدمی مباین و مستقل از یکدیگر نیستند. اما آنچه محرز است اینکه دستورالعمل فضایل و توانایی های علمی در علم نظری قدیم به صورت صریح یا مضمر منطوی نبوده است و تنها علمی که می توان آن را تکنولوژیک خواند علم جدید است.

۰ ۲۸ آبان ۹۷ ، ۱۹:۰۱
اسرافیل مهدوی

امریکا شناسی

امریکایی بودن

 

در امریکا، امریکایی بودن ناشی از محل تولد نیست،

هرکس که ارزش های امریکایی را رد کند، امریکایی نیست.

 

اسرافیل: امریکا شناسی: حمید مولانا

۱ ۲۸ آبان ۹۷ ، ۱۵:۲۰
اسرافیل مهدوی

نقد مسیحیت

نیچه

دجّال: نقد مسیحیت در اندیشه های نیچه 5

 

به گذشته باز می گردم و داستان حقیقی مسیحیت را باز می گویم. خودِ واژه مسیحیت حاصل سوء تفاهم است، در اصل تنها یک مسیحی وجود داشت و آن یکی هم بر صلیب مُرد. «انجیل» بر صلیب مُرد. آنچه را که از آن زمان «انجیل» یا همان «بشارت» می نامند، خلاف زندگی آن مصلوب و تنها پیامی ناگوار و خبری فلاکت بار است.

مسیحی بودن، مسیحیت را حقیقت پنداشتن و به جنبه های پدیداریِ آگاهانه تقلیل دادن یعنی همان نفی مسیحیت. در واقع اصلا هرگز مسیحیانی وجود نداشته اند. مسیح و هرآنچه از دو هزار سال پیش تاکنون مسیحی نامیده می شود، تنها سوء تفاهمی روان شناختی در باب خویشتن است. اگر دقیق بنگریم، بر وجود او به رغم ایمان صرفا غرایز حاکم بوده است، و آن هم عجب غرایزی!

۱ ۲۸ آبان ۹۷ ، ۱۲:۴۲
اسرافیل مهدوی