اسرافیل

اسرافیل

اسرافیل

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ»
«إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّىٰ یُغَیِّروا ما بِأَنفُسِهِم»
خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند. (قرآن کریم. سوره مبارکه رعد آیه 11)

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
آخرین نظرات

غرب شناسی: غرب: تبادل و تهاجم فرهنگی

دوشنبه, ۱۳ آذر ۱۳۹۶، ۰۹:۰۱ ب.ظ

«غرب»

تبادل و تهاجم فرهنگی

.

... در مفهوم هجوم فرهنگی که اخیراً مصطلح شده است عنصر سیاسی غلبه دارد، یعنی مراد از آن تعرض به فرهنگ برای رسیدن به به مقاصد سیاسی است؛ وگرنه هیچ کس نمی گوید فرهنگ ها باید همواره به همان صورتی که هستند بمانند و نباید هیچ فرهنگی دگرگون شود...

.

... داعیه این است که تهاجم فرهنگی از صفات و آثار دوره جدید و تاریخ متجدّد است و پیش از این هرگز در هیچ جا سابقه نداشته است. برای این که این حکم عجیب به نظر نرسد، توضیح می دهم که اولاً تهاجم فرهنگی را با انتقال و نشر و تبادل و بسط و تبدل فرهنگی نباید اشتباه کرد. ثانیاً در مفهوم تهاجم فرهنگی که در سال های اخیر مصطلح شده است، قصد استیلا و به طور کلی غرض سیاسی مأخوذ است...

.

چنان که اشاره شد، فلسفه و دین در خود قوة بسط و انتشار دارند و حتی اگر یک قدرت سیاسی و نظامی راه نشر و بسط آنها را هموار نکند، گاهی نرم و آرام مثل آب و گاهی نیز تند و سریع مثل آتش نفوذ می کنند. با وجود این، تا قوّه و ذوق قبول در مردمی پدید نیاید، کسی نمی تواند فکر و عقیدة آنان را تغییر دهد. ایرانیان و مصریان و اروپاییان آماده قبول بودند، یعنی در اعتقادات دینی آنان سستی و خلل راه یافته بود و در طلب اعتقاد تازه بودند و وقتی اسلام به ایشان عرضه شد ان را پذیرفتند. می گویند: بسیار خوب، مگر در عصر جدید مردم عالم با زور به تجدد رو کرده اند؟ فرهنگ غربی هم خود به خود بسط یافته و در همه جای عالم با طوع و رغبت پذیرفته شده است. اینکه فی المثل در ترکیه با خشونت خط را تغییر دادند و در ایران به اجبار حجاب از سر زنان بر داشتند و ...، اگر از جمله قضایای داخلی کشورهای افتاده در طریق تجدد یا مایل به افتادن در این طریق نباشد، از آثار و عوارض بسط فرهنگ غربی است.

.

وقتی گفته می شود که فرهنگ غربی خود به خود و بی زور شمشیر بسط پیدا کرده یا می توانسته است بسط پیدا کند، مراد این نیست که سیاست غربی در نشر آن دخالت نداشته و در هیچ جا خشونت به خرج نداده یا نشر فرهنگ و آداب غربی در مناطق فرهنگی عالم با هیچ مانع و مقاومتی مواجه نشده است. اتفاقاً یکی از مسائل مهم ما که باید در مورد آن تحقیق شود این است که تجدد در سراسر عالم، و مخصوصا در عالم اسلامی و در ایران، چگونه راه یافت و مقاومت هایی که در برابر آن صورت گرفت از کجا و چگونه بود و چه ماهیتی داشت؟ آیا مقاومتی که صد سال پیش در برابر غرب می شد، با مخالفت های اخیر و چون و چرایی که در بیست سی سال اخیر پیش آمده و عنوان شده است چه نسبتی دارد؟

.

... قانون غرب، قانون ساکنان سراسر روی زمین است، منتها اقوامی دیرتر از دیگران این معنی را در یافته اند و کسانی در میان مردم عالم هنوز چنان که باید با این قانون آشنا و سازگار نشده اند. آنها در نظر غرب هنوز بشر نیستند، یا در مراحل کودکی به سر می برند. در غرب، عالم را به شرق و غرب تقسیم نکرده اند که دو موجودیت را به رسمیت بشناسند. مظاهر و نمایندگان تفکر و فرهنگ غربی هرگز شرق را در برابر غرب قرار نداده اند. شرق- هند و احیاناً ایران باستان- در نظر آنان گذشته غرب یا انحراف از مسیر حقیقی تاریخ و عارضة کودنی و بلاهت در تاریخ بشر است. غرب، شرق را بیش از آن ناچیز می شمارد که آن را رقیب و مدّعی و بدیل و مقابل خود بداند و اگر گاهی بعضی رمانتیک های غربی در آرزوی زمان شرقی هستند، بدان جهت است که در عالم غربی خود احساس غربت می کنند و به یاد ایام گذشته می افتند و حسرت آن ایام می خورند.

.

در طرح تاریخیِ غربی شدن عالم، مطلب صرفا این نبوده است که فرهنگ های غیر غربی جای خود را به فرهنگ غربی بدهند، بلکه مسئله این بوده است که هر جا و هر قوم که غربی نشود، ناچیز است و این ناچیز، چه در صورتِ ظاهر و سیمای بشر و چه به صورت اشیا یافت شود، جز این قابلیت ندارد که به تملک و تصرف غرب درآید. پس قضیه غرب این نیست که گروهی سوداگر حرص متجاوز در جایی پیدا شده اند و علم و عقل را وسیله تسلط و استیلای خود قرار داده اند. غرب عین این علم و عقل است و در نظر او یک عالم بیشتر وجود ندارد. یعنی غیرت غربی به وجود غیر و مغایر مجال نمی دهد؛ هر چه هست یا باید غربی بشود یا از میان برود.

.

... آنچه که اکنون به نام «فرهنگ غربی» در جهان نشر می یابد، در حقیقت «فرهنگ» نیست، بلکه مشغولیت های روزمرّه و اطلاعات است و همین اطلاعات و مشغولیت هاست که در سراسر روی زمین نشر می یابد و همگانی می شود و زندگی مردمان را دگر گون می کند. این مشغولیت ها را مردم در صورتی می پذیرند و احیاناً به آن نام «فرهنگ» می دهند که نه دیگر به گذشته تاریخی تعلق داشته باشند و نه افق روشنی فراروی خود ببینند. این مردم نا گزیر به گرد خویش می چرخند و راه را به جایی نمی برند. برهوتی که اکنون در همه جا گسترش می یابد، برهوت دوری از اصل و بیگانگی و بی وطنی است. بشر فاوستی که سودا و داعیة تملک زمین و زمان را داشت و اکنون به قدرت علمی- تکنیکی بزرگی دست یافته است، ریشه خود را در زمینِ تاریخ استوار نکرده و اکنون در کوشش برای تصرف و تسلط بر زمین آن ریشه را از خاک بر می کَنَد.

.

هارولد بلوم، منتقد معاصر، در جایی گفته است که بَت من و ... جای قهرمان های شکسپیر و گوته را گرفته اند، ولی شاید دشوار باشد که بگوییم صورت مثالی بَت من اسوة مردم عصر شده است. اسوه های زمان ما آدم های خنثایی هستند که آشوب و بی قراری درونی دو نسل اخیر را شدت می بخشند تا این گمان و وهم را در آنان به وجود آورند که گویی در فضای آزادی و همنوایی به سر می برند و همین فضای موهوم است که در تهاجم فرهنگی گسترش می یابد.

.

در هیچ تهاجمی به آن که مورد هجوم است چیزی نمی دهند، بلکه داشته و دارایی او را می گیرند یا نابود می کنند. در تهاجم فرهنگی هم خانة خرد و ادراک غارت می شود، بی آنکه خبر غارت به گوش مرمان برسد و حتی صاحب خانه از حقیقت آنچه روی داده است به درستی با خبر شود. یعنی هجوم فرهنگی ترویج بی مقدمه رسوم خارجی نیست، بلکه تا زمینه فراهم نشود، ترویج و قبول هم بی حاصل و بی مورد است.

.

درست است که در عصر ما همة گروه های مردم یکسان در معرض تهاجم فرهنگی قرار می گیرند، اما آنان که اهل قلم و سواد و دانش اند، در معرض اولین موج های حمله و هجوم قرار می گیرند و چه بسا که خود نیز وسیلة تهاجم شوند. آنان را ملامت نمی توان کرد، زیرا آنها حامل اطلاعاتند و این گناهی نیست. اطلاعات چیست؟ اطلاعات در ظاهر علم پراکنده و همگانی شده و بدون بنیاد است که همگان می توانند از آن بر خوردار شوند، اما در حقیقت نشانة غلبة کلی تکنیک بر علم و عالم است. اصلاً تحقق عصر اطلاعات نه فقط زمینة مناسب و مساعد تهاجم فرهنگی، بلکه شرط و لازمة آن است.

.

... تهاجم فرهنگی مرحله ای از تاریخ غرب است که در آن از یک سو آرزوی تحقق رویا و سودای جهان یگانة غربی در سرها پرورده می شود و از سوی دیگر چشم ها به پشت پاها دوخته شده و کمتر کسی به افق مقابل می نگرد، و اگر به افق بنگرد تیرگی آن وجودش را از وحشت پر می کند. این عالم را دیگر حتی شاید نتوان عالم غربی خواند. در عالم غربی بشر دائر مدار همه چیز بود، اما در این عالم نمی دانیم چه بر سر بشر آمده و جایگاه او کجاست.

.

بس که در پرده چنگ گفت سخن              ببُرش موی تا نَموید باز

.

منبع: داوری اردکانی، رضا. درباره غرب. انتشارات هرمس. چاپ سوم. تهران، 1393.

.

(کپی برداری از «اسرافیل» فقط با ذکر منبع مجاز است)

نظرات (۱)

علوم جدید و تکنولوژی، مختص سبک زندگی ماده گرایی غرب بر محور تفکر اومانیستی است که محرّک آن نظام سلطه و سرمایه می باشد و مسلمانان نباید نظام آموزشی خود را بر اساس این علوم قرار دهند.

تمدن بدلی bornos.blog.ir

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی