سرباز عقل

سرباز عقل

سرباز عقل

.............«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ»..............

«إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّىٰ یُغَیِّروا ما بِأَنفُسِهِم»

خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند. (قرآن کریم. سوره مبارکه رعد آیه 11)

۱۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «استیلا» ثبت شده است

غرب شناسی

غرب و اومانیسم

.اومانیسم

اومانیسم- غرب و سلطه

.

اومانیسم از مشخصات فکری و فلسفی استکبار غربی است. در تفکر امانیستی، غرب اصالت را به انسان می دهد. در برابر مذهب اصالت حق، مذهب امانیسم به انسان اصالت می دهد نه به حق. امانیسم مذهب اصالت الانسانی است. تفکری که پس از رویگردانی از مسیحیت بنیاد فرهنگ و تمدن غربی را ساخته است.

.اومانیسم 1

اومانیسم- انسان محوری- غرب محوری

.

امانیسم یعنی اعتقاد به اصالت بشر، در برابر اعتقاد به اصالت خدا؛ یعنی بشری کردن همه امور به جای خدایی کردن آنها. در این فکر، انسان خودش و حکم خودش را جایگزین احکام الهی و دینی می کند.

.

.اومانیسم 4

اومانیسم- غرب محوری- انسان محوری- اراده معطوف به قدرت

.

اتکای غرب به مذهب امانیسم، او را مستغنی از هر گونه اندیشه قدسی و معنوی ساخته و استعداد ظاهر ساختن عموم مظاهر استکبار را برای او فراهم آورده است.

اومانیسم 3

اومانیسم- غرب محوری- استیلا و سلطه- تمدن مدرن- غرب مدرن

.

بقیه متن در «ادامه مطلب»

(کپی برداری از «اسرافیل» فقط با ذکر منبع مجاز است)

۰ ۲۵ آذر ۹۶ ، ۲۱:۵۲
اسرافیل مهدوی

غرب

غرب شناسی

شرق و غرب (قسمت اول)

.

اصلاً غرب هرگز معتقد نبوده است که دو عالم مساوی در مقابل هم وجود دارد یا می تواند وجود داشته باشد. شرق در نظر غرب چیزی است که باید بر آن استیلا یافت. در ابتدای تاریخ غرب، آتلانتید افلاطون در دریا فرو رفته است و از آن زمان به بعد نیز تمام سوابق تاریخی شرق به طور گوناگون و من جمله از طریق شرق شناسی، متعلق نظر تملک و تصرف غرب قرار گرفته و کوشش شده است که تمامی آن به تصرف  درآید. هر عالم نگاهی دارد و با آن نگاه به چیزها می نگرد. غرب در آغاز و تا دوره اخیر، آشکارا نگاه تملک و استیلا نبود اما استعداد باز کردن چنین چشمی را داشت و می توانست به آن مبدل شود و در قرن هجدهم و نوزدهم چنین شد. از زمانی که غرب با نگاه تملک به چیزها نگریست، قهرا تخالف شدت گرفت و در صور سیاسی و فرهنگی و دینی ظاهر شد. در این وضع بود که غرب قهر خود را بر سراسر روی زمین گسترش داد و به انحاء مختلف کوشید تا نه فقط سرزمین ها و منابع و مواد اولیه را تصرف کند بلکه به همه اقوام بیاموزد که چگونه به عالم نگاه کنند.

.

چنانکه می گویند نگاه شرق و شرقی را حجابهایی کدر و تیره و تار کرده و اکنون چیزها را با آن نگاه نمی توان دید و بسیارند اقوامی که چشم شرقیشان کور شده و چشم غربی نیز نمی توانند بگشایند. اکنون بعضی منتقدان پست مدرن چشم غرب را هم در شرف کور شدن می بینند و شاید این حادثه با برداشته شدن پرده ها از چشم شرق مقارن باشد.

.

بقیه متن در «ادامه مطلب»

(کپی برداری از «اسرافیل» فقط با ذکر منبع مجاز است)

۰ ۲۳ آذر ۹۶ ، ۲۳:۳۰
اسرافیل مهدوی

غرب

غرب شناسی

نژاد گرایی در اندیشه بزرگان غرب

.

نژاد پرستی 2

«نژاد تمدن را نمی سازد، بلکه تمدن است که ملت ها را خلق می کند» (ویل دورانت)

.

اندیشه های نظری مهمترین حامل های پدیده نژاد گرایی در طول تاریخ غرب، به ویژه در چند سده اخیر به شمار می آیند. این اندیشه ها در پی آنند که برای «غرب محوری» پشتوانه ای نظری و مبنایی به ظاهر عقلانی جست و جو نموده و در عوض جوامع غیر غربی را با نسبت دادن اوصاف گوناگون، اما غیر واقع بی اعتبار و عاری از کمالات جلوه دهند.

.

.نژاد پرستی 3

این اندیشه ها گاه برای تحقیر جوامع غیر غربی و ارائه پشتوانه های نظری اصالت نژادی خود را از داده های تاریخی مدد می گیرند و از سیر تاریخی روح  و نسبت آن با «آزادی» سخن به میان می آورند، و گاه نیز به عامل جغرافیا متوسل می شوند و شرایط اقلیمی و وضعیت آب و هوایی را در شکل گیری درجات و مراتب نژادی ذی مدخل می دانند. برخی نیز اصالت نژادی را در مقوله ذات جست و جو می کنند و از نژاد اولیه سخن می رانند و آن را را نژادی پاک، آقا و صاحب دنیا می خوانند.

.

.نژاد پرستی 5

.

بقیه متن در «ادامه مطلب»

(کپی برداری از «اسرافیل» فقط با ذکر منبع مجاز است)

۱ ۲۳ آذر ۹۶ ، ۲۱:۲۷
اسرافیل مهدوی

تشابهات و مشترکات بودیسم و هندوئیسم با یهودیّت و مسیحیّت تحریف شده (قسمت اول)

.

.هندوئیسم یهودیسم بودیسم

.

عرفان منهای وجود خدا یا چند خدا و توتم در میان بودائیان و هندوها رواج دارد که در میان هندوان تاکید بر ریاضت است و در میان بوداییان تاکید بر مراقبه و تمرکز. عرفان یهودی یا کابالیسم، متاثر از خدایگان مصر باستان و فرهنگ هلنیستی است. عرفان بودایی بر محور دارما یا زنجیره عللی که از جهل آغاز و به رنج ختم می شود، استوار است که سایه ی موهوم خود را بر بشر افکنده است.

بوداییان و یهودیان می خواهند متافیزیکی زمینی برای انسان تعریف کنند و در کابالیسم، بحث آفرینش و دو خدا را کاملاً متاثر از مادّه گرایان و بت پرستان مطرح می کنند.

.هندوئیسم 4

.

رسانه های غربی همیشه کوشیده اند مسیحیت را با قرائت های دنیا پرستانه ی یهودی و لائیک، دینی فردی نشان دهند. اندیشه هایی چون سکولاریسم و فردگرایی و نفی حکومت وحیانی، در مسیحیت امروزی، بسیار شبیه هندوئیسم و بودیسم است که در این دو آیین، خدا و معاد و پیامبری، بسیار کم رنگ و پریشان است. شبیه چنین فرهنگ سکولاری، در رهبانیت تحریف شده مسیحی، تجلی یافته است.

یهودیسم

.

بقیه متن در «ادامه مطلب»

(کپی برداری از «اسرافیل» فقط با ذکر منبع مجاز است)

۱ ۲۳ آذر ۹۶ ، ۱۸:۳۹
اسرافیل مهدوی

وسیله ها به زندگی ما هدف می دهند

.

وسیله ها هدف سازند

.

وسیله هنگامی وسیله است که آن را در رابطه با هدفی تعریف کنیم. آنگاه وسیله ها در تعریف هدف ها دخالت می کنند. هنگامی که انسان واجد وسایل تازه شد، لزوماً واجد اهداف تازه هم می شود. همیشه هدف ها نیستند که ما را به ساختن وسیله ها فرمان می دهند و راهنمایی می کنند؛ گاهی وجود وسایل، اهداف تازه ای را برای ما پدید می آورند. چنین نیست که همواره زندگی ما به وسایل شکل بدهد، بلکه گاه وسایل به زندگانی ما شکل می دهد و ما به تناسب آنها نوع روابط انسانی و نوع رابطه خود را با طبیعت تنظیم می کنیم. ما امروز تکنیک را چنان به زندگی خود راه داده ایم که تصورِ نبودن و نداشتن آن ناممکن شده است.

.

به میدان آمدن وسیله ها، یک تغییر روان شناختی در ما پدید آورده و به طور کلی نگاه ما را به عالم عوض کرده است. امروز کمتر کسی است که به دنیا نگاه ابزاری نکند؛ در حالی که گذشتگان چنین نگاهی را به دنیا نداشتند.

.

منبع: سروش، عبدالکریم و دیگران. سنت و سکولاریسم. انتشارات صراط. تهران. چاپ پنجم 1388 ص 41

۰ ۲۱ آذر ۹۶ ، ۲۳:۳۹
اسرافیل مهدوی

تکنولوژی و تغییر

.

تکنولوژی و تغییر.

.

تکنولوژی یک فرمانده تسلیم ناپذیر و هدایت کننده انعطاف ناپذیری است که تمام مفاهیم و اندوخته های ذهنی را دگرگون می سازد. برای واژه هایی نظیر «آزادی»، «حقیقت»، «شعور»، «واقعیت»، «خرد»، «حافظه» و «تاریخ» مفاهیمی تازه می سازد و از این طریق راه به دنیای درون ما باز می کند. این تکنیک دگرگون ساز، حتی وقت خود را صرف آن نمی کند که این تغییرات را به آگاهی و اطلاع ما برساند و ما نیز فرصت آن را نخواهیم داشت در جریان این وقایع قرار گیریم و خود را به موقع از آن آگاه سازیم.

.

منبع: پستمن، نیل. تکنوپولی. ترجمه صادق طباطبایی. انتشارات اطلاعات. چاپ هفتم 1390 ص 28

۰ ۲۱ آذر ۹۶ ، ۲۲:۲۲
اسرافیل مهدوی

ملاحظاتی در باب تکنیک

.

.تکنیک

.

خطر این است که ما از وجهه نظر تکنیک به همه چیز نگاه می کنیم و عالم و آدم در نظرمان به عنوان انرژی و منبع انرژی جلوه می کند. تکنیک یک امر عارضی در زندگی دوران تجدد نیست و حتی اگر وسیله هم باشد بشر را به دنبال خود می کشد. حتی خواست و اراده بشر هم به حکم تکنیک تعین پیدا می کند.

.

ما نمی توانیم از توسعه تکنیک رو بگردانیم و علم تکنولوژیک را رها کنیم، بلکه برای رسیدن به درجات عالی علم لازم است که از علم زدگی و تکنیک زدگی رها شویم. یعنی کسانی که چاره همه کارها و درمان تمام دردهای خود را در تکنیک می جویند و تمام امید خود را به آن بسته اند راه به جایی نمی برند. بشر هنوز نسبت خود را با تکنیک نمی داند و نمی شناسد. تکنیک ماشین نیست، بلکه تلقی تمام موجودات به عنوان خزانه نیرو و ماده تصرف است. محاسبات این خزانه اکنون با ماشین های پیچیده الکترونیک صورت می گیرد.

.

می گویند تکنیک کارها را بسیار آسان کرده است. این درست است، اما درست تر این بود که می گفتند کارها همه کار تکنیک است. حتی اراده دانستن و روح علمی نیز که از آن به عنوان ضامن پیشرفت علم یاد می شود دیگر ناظر به دانش نظری محض نیست بلکه وجه و جلوه نظری روح تکنیک است. یعنی علم جدید اگر چه در ظاهر نسبت به تکنولوژی تقدم دارد، در حقیقت مسبوق به آن است.

.

ما نمی توانیم تکنیک را به هر صورت که بخواهیم در آوریم یا آن را کوچک و بزرگ کنیم، مگر اینکه انقلابی در تفکر و در ما و در جهان پدید آید.

.

بقیه متن در «ادامه مطلب»

(کپی برداری از «اسرافیل» فقط با ذکر منبع مجاز است)

 

۰ ۲۱ آذر ۹۶ ، ۲۰:۳۲
اسرافیل مهدوی

غرب

غرب شناسی

«عالم تجدّد» و «بحران تفکر غربی»

.

غرب با تفکری که در آن بشر به صورت موجودی صاحب علم و اراده و قدرت ظاهر شد و می بایست همه چیز را در تصرف و تملک خود در آورد، پدید آمد. در این طریق احراز قدرت، حوادث مهمی مثل اصلاح دینی و مواجهه به سنن و رسوم و رجوع به علم و تقدس زدایی و بسیاری چیزهای دیگر پیش آمد، ولی اینها حوادث پراکنده و بی ارتباطی نبود که اتفاقا با هم جمع شود یا یکی در پی دیگری بیاید و تاریخ غرب را قوام دهد بلکه هر یک با دیگری تناسب داشت و مظهر تاریخ جدیدی بود که تجدد خوانده شد.

.

بحرانی که در عالم کنونی وجود دارد بحران تفکر غربی است. در این تفکر بشر به جایی رسیده است که دیگر هیچ امید و پناهی بیرون از خود ندارد. لازمه این وضع تفوق قدرت اراده و اراده به سوی قدرت است. اما این قوت و قدرت هر چه باشد، قوت و قدرت محال است و مآلا در طریق نابودی و ویرانی  نیست سازی قرار می گیرد. آن مرد بزرگ دانمارکی قرن نوزدهم از این معنا خبر داشت که می گفت بی خدا بودن، بی خود بودن است. این وضع نمی تواند ادامه یابد. بشر اکنون در معرض خطری بزرگ قرار گرفته است و اگر نتواند راه تازه ای بیابد نابود می شود. درمان هایی که معمولا برای مشکلات ذکر می شود عین بیماری است. وضع نیست انگاری را با صورتی از نیست انگاری نمی توان دفع کرد. باید در جوهر نیست انگاری تفکر کرد تا مقدمات گذشت از آن فراهم آید.

.

بقیه متن در «ادامه مطلب»

(کپی برداری از «اسرافیل» فقط با ذکر منبع مجاز است)

.

 

۰ ۱۵ آذر ۹۶ ، ۱۵:۴۱
اسرافیل مهدوی

غرب شناسی

«غرب»

تبادل و تهاجم فرهنگی

.

.

... داعیه این است که تهاجم فرهنگی از صفات و آثار دوره جدید و تاریخ متجدّد است و پیش از این هرگز در هیچ جا سابقه نداشته است. برای این که این حکم عجیب به نظر نرسد، توضیح می دهم که اولاً تهاجم فرهنگی را با انتقال و نشر و تبادل و بسط و تبدل فرهنگی نباید اشتباه کرد. ثانیاً در مفهوم تهاجم فرهنگی که در سال های اخیر مصطلح شده است، قصد استیلا و به طور کلی غرض سیاسی مأخوذ است...

.

در طرح تاریخیِ غربی شدن عالم، مطلب صرفا این نبوده است که فرهنگ های غیر غربی جای خود را به فرهنگ غربی بدهند، بلکه مسئله این بوده است که هر جا و هر قوم که غربی نشود، ناچیز است و این ناچیز، چه در صورتِ ظاهر و سیمای بشر و چه به صورت اشیا یافت شود، جز این قابلیت ندارد که به تملک و تصرف غرب درآید. پس قضیه غرب این نیست که گروهی سوداگر حرص متجاوز در جایی پیدا شده اند و علم و عقل را وسیله تسلط و استیلای خود قرار داده اند. غرب عین این علم و عقل است و در نظر او یک عالم بیشتر وجود ندارد. یعنی غیرت غربی به وجود غیر و مغایر مجال نمی دهد؛ هر چه هست یا باید غربی بشود یا از میان برود.

.

... تهاجم فرهنگی مرحله ای از تاریخ غرب است که در آن از یک سو آرزوی تحقق رویا و سودای جهان یگانة غربی در سرها پرورده می شود و از سوی دیگر چشم ها به پشت پاها دوخته شده و کمتر کسی به افق مقابل می نگرد، و اگر به افق بنگرد تیرگی آن وجودش را از وحشت پر می کند. این عالم را دیگر حتی شاید نتوان عالم غربی خواند. در عالم غربی بشر دائر مدار همه چیز بود، اما در این عالم نمی دانیم چه بر سر بشر آمده و جایگاه او کجاست.

.

بقیه متن در «ادامه مطلب»

(کپی برداری از «اسرافیل» فقط با ذکر منبع مجاز است)

.

۱ ۱۳ آذر ۹۶ ، ۲۱:۰۱
اسرافیل مهدوی

تکنولوژی

وسیله ها هدف سازند

.

آیا شما مهمانی فربه تر و شیطان تر از تکنولوژی سراغ دارید؟ چنین موجود فربهی، با همه پیچیدگی هایش، وارد عالم انسانی شده است و لذا ذهنیت، نحوه زندگی، روابط، وضع روحی، و از همه مهمتر، غایت زندگی ما را تغییر داده است. این ماشین، فرهنگی را با خود حمل می کند و این فرهنگ را به میان همه اقوام، اعم از با فرهنگ و بی فرهنگ، می برد و آنها را به رنگ خود در می آورد. مارکس جمله بسیار هوشمندانه ای دارد. او درباره بورژوازی می گوید، بورژوازی همه جهان را بر صورت خویش ساخت. او این سخن را در قرن نوزدهم بیان کرده بود. اگر این سخن در باب بورژوازی صادق باشد، قطعاً در باب تکنولوژی صادق تر است. تکنولوژی همه جهان را بر صورت خویش ساخت. به این معنا که هر جا رفت، چیزهایی را با خود برد که دارندگان ماشین و مخاطبان تکنولوژی نتوانستند پس از آن از داشتن آنها خویشتن داری کنند. یعنی، فرهنگ و غایت تکنولوژی بر آنها تحمیل شد و آنها نیز به ناچار آن را پذیرفتند.

.

بقیه متن در «ادامه مطلب»

(کپی برداری از «اسرافیل» فقط با ذکر منبع مجاز است)

۰ ۰۸ آذر ۹۶ ، ۰۰:۱۶
اسرافیل مهدوی