سرباز عقل

مطالبی درباره فلسفه و جامعه شناسی | غرب شناسی | شرق شناسی | اسلام و ایران | رسانه و تکنولوژی | سیر مطالعاتی

علوم اجتماعی و رودربایستی با عقلانیت | بنیادگرا باشیم و از بنیادها بپرسیم

 

علوم اجتماعی و رودربایستی با عقلانیت | بنیادگرا باشیم و از بنیادها بپرسیم: به راستی چگونه است که تا قرن 18 و علیه مسیحیت قرار بود با وسواس کامل، به بنیادهای فلسفی توجه شود، اما ناگهان از اوخر قرن 20 قرار شد صرفا به نتیجه محسوس بنگرند؟! حق، آن است که باید به بنیادهای هر دو دعوی نگریست؛ یعنی ابتدا به بنیادهای فلسفی «علم سیاست» و سپس به نتیجه آن توجه شود اما چه شد که در پایان قرن 20 ناگهان صرفا محسوسات، مهم شدند و معقولات رها شدند؟! آیا این، یک پروژه در جنگ «قدرت» بوده است یا بن بستی در معرفت و یا هر دو؟!

 

پیشنهاد ما آن است که به هر دو بنگریم. ابتدا به بنیادهای فلسفی علوم انسانی و «علم سیاست» و سپس به چگونگی عملی آن، در غیر این صورت، این نوع بسته بندی های لفظی از جمله کلاه هایی است که از ما و شما برداشته اند و ما نیز سر را نجیبانه، بلکه ساده لوحانه پایین گرفته و کتاب های رسمی را در دانشگاه های حقوق و علوم سیاسی و همه علوم اجتماعی، ترجمه می کنیم، بدون هیچ پرسش رادیکالی می خوانیم و مدرک می دهیم و می گذریم و خود نیز خط قرمزهای مصنوعی جدید می سازیم و از هیچ علامت سوالی هم خبری نیست.

 

به راستی دوستان، چرا از بنیادهای فلسفی علوم اجتماعی غرب، نمی پرسیم؟ چرا نمی پرسیم که با چه استدلالی از حقوق بشر می گویند؟ با کدام استدلال فلسفی، کدام اپیستمولوژی و کدام انسان شناسی؟ با کدام حق منطقی؟ و کدام حق اخلاقی؟!

حقوق طبیعی البته پیش از اسلام نیز مطرح بود و به یک معنا باید گفت که هدیه انبیاء به بشر است. به حوزه فلسفه حقوق بنگرید! رواقیون، در فلسفه حقوق طبیعی از چند قرن پیش از میلاد مسیح (ع) کتاب ها نوشته اند. در روم پیش از میلاد مسیح (ع) هم حقوق طبیعی مطرح بود، اما با چه تردستی ها، این شعار از قرن هیجدهم، ابزار ایدئولوژیکِ لیبرال سرمایه داری شد و با آن به جنگ نظام کلیسایی و فئودالی رفتند و پروژه انتقال قدرت از پادشاهان به سرمایه داران صورت گرفت. شعاری جذاب بود که با آن، ساختار مسیحی را تخریب می کردند، مشروط به آن که از مبانی آن سئوال نشود!!

 

به تدریج «قدرت»، منتقل شد و موفقیت هایی به دست آمد، بن مایه های فلسفه حقوق ذاتی و طبیعی تغییر کرد و آنگاه لحظه ای رسید که دیگر نظام لیبرال سرمایه داری باید ایجابا سخن می گفت و نظام سازی می کرد و سرمایه داری باید در حوزه علوم اجتماعی، اعم از سیاسی و اقتصادی و بحث های حقوق بشری، نهاد سازی می کرد و اینجاست که ناگهان حقوق ذاتی و استدلال های فلسفی، جای خود را به شعارهای تازه ای چون رقابت آزاد می دهند. رقابت «آزاد» از چه؟! آیا آزاد از استبداد؟ آزاد از انحصار؟ اگر چنین بود توجیه می شد، اما گفتمان اصلی این طرز تفکر، رقابت آزاد از هر نوع  نظارت و دخالتی و آزاد از عدالت، رقابت آزاد از دین، و آزاد از اخلاق! شد.

این شعارها اندک اندک تئوریزه و در قرن هیجده، گفتمان حاکم شد. تا سده هفده چنین ادبیاتی، هنوز قابل اعتنا نبود، اما عاقبت متولد شد و در قرن هیجده و نوزده، به صراحت اوج گرفت و در قرن بیستم به حاکمیت رسید، اما اکنون که دیگر باید پاسخگو باشند دستورالعمل جدید رسیده است که هر کس هرچه گفت؛ گفته است و دوره فیلسوفی در باب حقوق، به لحاظ معرفت شناختی سپری شده است!

 

از نظر ما اما سپری نشده است و باید آشکارا از ایشان پرسید فلسفه حقوق طبیعی که الاهی و دینی بود چرا و چگونه سکولاریزه شد؟ حقوق ذاتی و مساوات همه افراد بشر در برابر قانون و شعار برابری، چگونه به شعار رقابت آزاد تبدیل گشت؟ و شعار آزادی با چه شُعبده بازی به جای برابری و حقوق ذاتی بشر که شامل آزادی هم بود، نشست؟ و سپس آزادی از استبداد چگونه به آزادی از اخلاق و دین و عدالت، انجامید؟ گفتمان آزادی از استبداد پیشین، و از حکومت های فئودالی و کلیسا ، چگونه با آزادی از قید منطق و اخلاق و مذهب و عدالت، منجر شد؟

 

سرباز عقل: علوم اجتماعی و رودربایستی با عقلانیت: حسن رحیم پور ازغدی /// بنیادگرا باشیم و از بنیادها بپرسیم

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ»
«إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّىٰ یُغَیِّروا ما بِأَنفُسِهِم»
خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند. (قرآن کریم. سوره مبارکه رعد آیه 11)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان