اسرافیل

اسرافیل

اسرافیل

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ»
«إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّىٰ یُغَیِّروا ما بِأَنفُسِهِم»
خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند. (قرآن کریم. سوره مبارکه رعد آیه 11)

طبقه بندی موضوعی

«دانایی در عصر اطلاعات»

«ارتباط  در عصر ارتباطات»

.

«ما در عصری زندگی می کنیم که متأسفانه پرگویی ترویج می شود. یکی از مهمترین اموری که مدیریت های کنونی باید به آن بپردازند جمع میان عصر تکنیک و این گونه ارزش هاست. در عصر حاضر روزنامه ها، رادیو، تلویزیون و کلاٌ رسانه های عمومی، یک صدا و به بانگ بلند مردم را دعوت می کنند که بگویید و بگویید تا ما صدای شما را به گوش دیگران برسانیم. آیا چنین امری به خیر و مصلحت ما آدمیان است؟ آیا به فرض محال حتی اگر این رسانه ها یکسره سخنان خوب و ثمربخش و آموزنده و خدایی پخش کنند، باز هم نیکوست؟ آیا درست است که مردم از بامداد تا شامگاه یکسره بمباران اطلاعاتی شوند، سخن بگویند و سخن بشنوند؟ آیا نباید به آنها مجالی برای فکر کردن داد؟ آیا نباید مجالی فراهم شود تا این بلعیده ها و جویده ها هضم شوند؟ آیا اگر انسان از صبح تا شام مدام غذا بخورد- ولو آنکه غذایش مغذی و مقوی باشد- زیان نخواهد دید؟ حتی غذای مغذی و سرشار از ویتامین نیز اگر از حدّ بگذرد بیماری زا خواهد شد. انسان اگر نیکوترین سخنان را نیز یکسره از صبح تا شام بشنود یا بخواند، ضرر خواهد دید. کمترین زیانش آن است که هجوم این حجم از مطالب آدمی را از خود می ستاند، او را به خود وا نمی گذارد تا اندکی نیز بیندیشد. وی را به یک مصرف کننده محض تبدیل می کند و قدرت تمیز وی را از او می گیرد، او را در انبوهی از سخنان مختلف متحیر می نماید و به جای آنکه به او تمییز ببخشد، برایش سرگیجه می آفریند.

.

هر چیز از جمله حرف نیکو نیز اندازه ای دارد، باید حد اعتدالی را رعایت نمود که اگر امر از آن حدّ در گذرد به ضدّ خود بدل خواهد شد و به جای سود بخشی، زیان آور خواهد گردید. سخنان نیکو حتی اگر به نحو وقفه ناپذیر و سیل آسا پراکنده و پخش شوند زیان دارد، چه رسد به آنکه همگان می دانیم در دنیا این همه سخنان نیکو و عالی و آموزنده یافت نمی شود.

.

به تعبیر دیگر، رشد تکنیک هیچگاه با رشد فکر متناسب نبوده است. افکار نیکو- کماٌ و کیفاٌ- کمتر از آن هستند که پا به پای رشد تکنیک پیش بیایند. یعنی هرگز نمی توان به آن مقدار انبوهی که می توان روزنامه، رادیو، تلویزیون و ... دید تولید و توزیع کرد، اندیشه و سخن نیکو نیز تولید نمود. اما از سوی دیگر در حال حاضر ابزارهای متنوع و بسیار موثری پدید آمده اند که هر سخن رطب و یابسی را بر دوش می گیرند و تا اعماق اذهان افراد در اقطار عالم می برند و مدیریت های بزرگ را در کشورهایی که نسبت به مردمشان شفقت و مسئولیت دارند، به شدت دچار مشکل می کنند».( سروش، 1373: 244)

.

«اگر کثرت رسانه ها و وفور اطلاع رسانی، عامل افزایش دانایی باشد، اکنون باید جامعه آمریکا داناترین جوامع باشد، اما به عللی، مردم آمریکا در ردیف کم اطلاع ترین جوامع دنیا هستند، و این بیانگر این نتیجه مهم است که یکی از راه های اغفال جوامع، بمباران خبری و اطلاعاتی، به گونه ای است که فرصت و قدرت هرگونه تأمل و تفکر و انتخاب را از آنها بگیر و این در حالی باشد که مردم، کمترین احساس نادانی و بی اطلاعی نکنند و در عین جهل مرکب، خود را داناترین بدانند» (نصیری، 1387: 315)

.

«آمریکاییان کم اطلاع ترین و بی خبر ترین مردمی هستند که از حداقل اطلاعات عمومی بهره مندند. بر این مطلب از این روی پافشاری می کنم و بدین جهت بر آن تاکید می ورزم که پیوسته به ما تلقین می شود که تلویزیون، به مثابه دریچه ای و پنجره ای به جهان، آمریکاییان را به مردمی بدل ساخته که آگاه ترین و مطلع ترین ملت عصر خود شده اند. ممکن است از خود سوال کنیم منظور از «مطلع بودن» و «آگاه بودن» در این جا چیست؟ بد نیست به نتیجه یک سنجش افکار عمومی و همه پرسی اشاره کنم که می گوید: در هر مقطع زمانی، بیش از 70 درصد مردم آمریکا نمی دانند وزیر امور خارجه شان کیست و نام رئیس عالی دیوان کشور چیست؟ به عنوان مثال اشاره می کنم به موردی دیگر. مثلا به ایران  و حادثه «گروگان گیری». من عقیده دارم که هیچ رویدادی در این دوران اخیر به اندازه این حادثه در رسانه ها و مخصوصاٌ در تلویزیون مورد توجه قرار نرفته و این گونه تداوم نداشته و به این شدت افکار عمومی آمریکا را بسیج نکرده باشد. از این جهت انتظار می رود که این مردم بیشترین اطلاع و آگاهی را در مورد هر چه که به این حادثه مربوط است داشته باشند. حال من این سوال ها را مطرح می کنم: آیا اغراق آمیز است اگر بگوییم از هر صد نفر آمریکایی یک نفر نمی داند که ایرانیان به چه زبانی تکلم می کنند؟ یا معنای واژی «آیت الله» چیست و مفهوم آن کدام است؟ یا از هر صد نفر یک نفر دقیق تر بداند که اصول عقاید و مذهب ایرانیان چیست؟ یا چارچوب اصلی و کلیاتی از تاریخ ایران را یک درصد نمی دانند؟ و یا کسی از این عده نمی داند که شاه که بود و از کجا می آمد؟با وجود همه اینها، هر کس عقیده ای درباره این حادثه دارد؛ زیرا در آمریکا هر کس حق دارد عقیده خاص خودش را داشته باشد. شاید هم داشتن یک عقیده از آن جهت ضرورت داشته و مفید فایده باشد که اگر سر و کله آمارگیران سنجش افکار عمومی و همه پرسان عقاید پیدا شد ارائه پاسخی و ابراز عقیده ای، میسر باشد. البته باید گفت که این عقاید، تفاوتی اساسی با عقایدی دارند در قرون هیجدهم و نوزدهم متداول بود و نیز به لحاظ اهمیت و اعتبار در ردیف دیگری قرار دارند. این را باید بی اعتقادی دانست نه عقیده داشتن؛ زیرا احساساتی است تحریک شده و در واقع، جنبش حس است نه تحریک عقل؛ از این جهت است که بنا به اظهارات پرسشگران سنجش افکار عمومی، از این هفته تا هفته دیگر تغییر می یابد. این جاست که ما در برابر این واقعیت قرار می گیرم که تلویزیون معنا و مفهوم «مطلع بودن» را دگرگون ساخته است؛ آن هم بدین گونه که نوعی بازی با اطلاعات را ابداع کرده است که بهتر است آن را ضد اطلاعات بنامیم» (پستمن، 1373: 216)

.

«درباره فواید «انفجار اطلاعات» و «عصر ارتباطات»، حرف های فراوانی زده شده است و همچنان می شود. اما این بعد از پیشرفت بشری نیز، با ناکامی و تبعات خرد کننده ویژه خود رو به رو بوده است. کثرت اطاعات و افزایش رسانه ها و بالارفتن سرانه کاغذ، به هیچ وجه منتج به انسانی داناتر، خردمند تر و صالح تر نشده است. کسانی این عبارت را که «آب، آب همه جا، قطره ای برای نوشیدن هیچ کجا»، استعاره ای مناسب برای بیان وضعیت عصر ارتباطات دانسته اند. وفور و سهولت ارتباطات حتی منتج به ارتباطات عاطفی و انسانی بیشتر بین آدمها هم نبوده است.»(نصیری، 1387: 312)

.

«گرچه علم ارتباطات بی تردید بیش از هر زمان دیگری، پیشرفته تر شده است، اما هنوز ارتباط برقرار کردن راه زوال را می پیماید. علم ارتباطات ما را قادر ساخته است تا در نگرانی های مردم جهان شریک شویم، اما توانایی مان برای صحبت با یکدیگر، در میان گذاشتن غم هایمان با کسانی که دور و برمان هستند، در حال از میان رفتن است. ما از سیستم های ارتباطی برتری برخورداریم که حتی در تصور نیاکانمان نمی گنجید اما با یکدیگر صحبت نمی کنیم. می توانیم ظرف چند ثانیه پیام هایی را به سراسر دنیا بفرستیم، می توانیم علایم را از طریق ماهواره های منعکس کنیم، می توانیم اطلاعات را به فضا بفرستیم اما با کسانی که دوستشان داریم حرف نمی زنیم. به دور و بر خودتان نگاه کنید، خواهید دید که همسایگان و دوستانتان در واقع با یکدیگر صحبت نمی کنند. در باره شایعاتی که از تلویزیون شنیده اند حرف می زنند. درباره مد های جدید و افراد سرشناس سخن می گویند. درباره فجایع حرف می زنند و با هم ناله می کنند اما آنگونه که باید درباره احساساتشان با هم صحبت نمی کنند.» (کلمن، 1373: 78)

.

«اگر چه امروزه از دستگاه های ارتباطی پیچیده ای برخوداریم، با وجود این در گذشته هرگز به اندازه زمان حال از نادانی خود آگاه نبوده ایم. اکنون در مقایسه با اجدادمان نفوذ و کنترل بیشتری نسبت به محیط خود داریم که اجدادمان چنین قدرتی را حتی به خواب هم نمی دیدند ولی هنوز مرتباٌ در اندیشه درماندگی و آسیب پذیری خود هستیم. از لحاظ مادی غنی تر اما از نظر معنوی فقیر تریم. ما بر سیاره خویش غلبه کرده و تسخیر فضا را آغاز کرده ایم، ولی همواره درباره ناتوانی تاسف آورمان برای زندگی صلح آمیز با یکدیگر در اندیشه ایم» (همان: 18)

.

منابع:

1-    سروش، عبدالکریم. حکمت و معیشت. موسسه فرهنگی صراط، تهران، 1373

2-    نصیری، مهدی. اسلام و تجدد. نشر کتاب صبح، چاپ چهارم، تهران، 1387

3-    پستمن، نیل. زندگی در عیش، مردن در خوشی. ترجمه سید صادق طباطبایی، انتشارات سروش، 1373

4-    نصیری، مهدی. اسلام و تجدد. نشر کتاب صبح، چاپ چهارم، تهران، 1387

5-    کلمن، ورنون. فشار روانی و زهر آگین و اندوه قرن بیستم. ترجمه محمد رضا نیکخو. نشر آزاده، 1373

6-    همان

.

(کپی برداری از «اسرافیل» فقط با ذکر منبع مجاز است)

 

 

مطالب پیشنهادی:

دین و دنیا

تکنوپولی: تسلیم فرهنگ به تکنولوژی

تحریم خود بزرگ بینی

انقلاب و استقرار- فرهنگ و تمدن

غرب: غرب شناسی: تکنولوژی و اندیشه تکامل

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی