اسرافیل

اسرافیل

اسرافیل

.............«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ»..............

«إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّىٰ یُغَیِّروا ما بِأَنفُسِهِم»

خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند. (قرآن کریم. سوره مبارکه رعد آیه 11)

علوم اجتماعی و رودربایستی با عقلانیت

قسمت هفتم

ربط غایی «انسان و خدا»، تنها توجیه «حقوق فطری بشر»

 

اینک به نمونه ای اشاره می کنم که غالبا بر آن انگشت می گذارند و بحث سرنوشت سازی در حوزه حقوق سیاسی است؛ مسئله «حقوق طبیعی».

 

«حقوق طبیعی» جز با تفسیر الاهی، قابل دفاع نظری و تحقق عملی نیست و هر جا که حقوق فطری و ذاتی به عنوان «مبنای علم سیاست» تعریف شد، اگر ربط آن با استدلال الاهی، جهان بینی دینی و نگاه توحیدی به «عالم و آدم» بریده شد دیر یا زود شالوده شکنی شده و به حاشیه رفته است.

 

بدون اتکا به «ارتباط غایی میان عالم و آدم»، حقوق فطری، حقوق ذاتی، حقوق الاهی یا هر نامی که می خواهید بگذارید، پس از کمی چالش و پرسش و پاسخ زیر سوال رفته و یا از هدف و ماهیت خود، منحرف شده و در عمل نیز میوه تلخ داده است.

 

نقدا دو دیدگاه در باب حقوق بشر (و حقوق سیاسی و به نحو خاص) را به بحث می گذاریم و دوستان هر اعتراض، نقد یا نظری دارند، در حین گفتگو بفرمایند تا استفاده کنیم:

 

نگاه کلاسیک که معمولا در دانشگاه ها تدریس می شود، بر اساس متون ترجمه ای و بدون نگاه انتقادی، شکل گرفته و «حقّ و حقوق» را به عنوان مبنای تعریف «قدرت مشروع» و بنیاد «علوم سیاسی» به همان سبک سکولار، صورت بندی می کند. از جمله در «علم حقوق»، به گونه ای بحث می شود که گویی بشر، از آنجا که یک حیوان سیاسی و موجودی بالضروره «اجتماعی» است صرفا برای آنکه بتواند به زندگی اجتماعی ادامه دهد مرزبندی های حقوقی را خود، اختراع کرده است. این است آنچه در کتاب های درسی شما تدریس می شود.

 

اسرافیل :: علوم اجتماعی و رودربایستی با عقلانیت : حس رحیم پور ازغدی

نظرات (۲)

۱۵ آبان ۹۷ ، ۱۳:۴۹ سِـــــــد جَــــــواد
هچی نفهمیدم
پاسخ:
خیلی سخت نیست جواد جان. آروم و جمله جمله بخونش.

کلا میخواد بگه «حقوق طبیعی» ریشه الهی داره و اگه از ریشه خودش جدا بشه نه قابل دفاعه و نه قابل تحقق.

پاراگراف آخر هم میگه «حق و حقوق»ی که امروز توی دانشگاه ها تدریس میشه و توی کتابها عنوان میشه، کاملا سکولاره (از منشاء الهی و ریشه خودش کَنده شده) به این معنی که بشرِ امروز «حقوق» رو اختراع و ابداع خودش میدونه که بر اساس نیاز و ضرورت پدید آورده. (انگار نه انگار که مسئله حقوق، فطری و ذاتیه و اختصاص به مکان یا زمان خاصی نداره)

وقتی نگاه آدم به پدیده «حقوق» این شکلی باشه، صاحب قدرت (که اتفاقا در بیشتر موارد خودش قانون گذار و تعیین کننده حقوق هم هست) حقوق رو صرفا بر مبنای ضروریات و منافع آنی و لحظه ای خودش تفسیر و تعیین می کنه. (خودت ببین نتیجه چنین کاری تا الان توی جهان چی شده)
۱۵ آبان ۹۷ ، ۱۸:۰۴ سِـــــــد جَــــــواد
خیلی عالی فهمیدم تشکر 
شهید مطهری در کتابی نوشته بودند که رکن جامعه قانون و اخلاقه که این دوتا فقط و فقط از طریق دین قابل پی گیری هستند
شاید مرتبط باشه
پاسخ:
دقیقا همینطوره.
قانون و اخلاق فقط در صورتی که با هم باشن جواب میدن.
اصلی ترین عاملی که در آینده ای نه چندان دور باعث فروپاشی غرب خواهد شد همین مسئله دوری قانون و حقوق از اخلاقه.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی