سرباز عقل

سرباز عقل

سرباز عقل

.............«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ»..............

«إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّىٰ یُغَیِّروا ما بِأَنفُسِهِم»

خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند. (قرآن کریم. سوره مبارکه رعد آیه 11)

غرب شناسی

امریکا شناسی

آزادی و کنترل بیان در امریکا

رسانه ها و دیپلماسی عمومی در امریکا

 

در چند دهه اخیر، تولید، پخش و توزیع فیلم های جنگی، به ویژه صحنه های جنگ دوم جهانی، جنگ ویتنام، جنگ های عراق و افغانستان و زدوخوردهای مروبط به تروریسم و بنیادگرایان اسلامی به شدت در رسانه ها افزایش یافته و ارائه و فروش اسباب بازی ها و عروسک های جنگی در فروشگاه ها و اماکن عمومی وسعت بیشتری پیدا کرده است. افزون بر این، وزارت خارجه ایالات متحده امریکا اقدام به تاسیس معاونت جدیدی به نام دیپلماسی عمومی  کرد که روسای آن را بیشتر مدیران سابق آژانس های تبلیغاتی نیویورک عهده دار هستند.

 

هدف اصلی این معاونت، استفاده از روش های آگهی، بازاریابی، روابط عمومی و پروپاگاندا برای ترسیم هر چه بهتر و بیشتر سیاست خارجی ایالات متحده است. تقریبا 80 درصد از کسانی که به عنوان کارشناسان جنگ، تروریسم و حقوق بشر در رادیو- تلویزیون امریکا ظاهر می شوند، از نظامیان، ژنرال های بازنشسته و یا ماموران اطلاعاتی و امنیتی هستند که سال ها در تشکیلات و نهادهای دولتی خدمت کرده اند. بخش دیگر این کارشناسان را اعضای اتاق های فکر و بنگاه های نیمه دولتی یا غیر دولتی حوزه سیاست خارجی و امینتی تشکیل می دهند.

 

ریچارد هالبروک، سفیر و نماینده سابق امریکا در سازمان ملل و نماینده رسمی باراک اوباما در امور افغانستان و پاکستان، دیدگاه امروزی سیاست گذاران امریکا در مورد نقش رسانه ها در سیاست خارجی آن کشور را این گونه خلاصه می کند:

 

« چه آن را دیپلماسی عمومی یا روابط عمومی یا جنگ روانی و یه به عبارت روشن و آشکار پروپاگاندا بنامیم، هر گونه آن را تعریف کنیم، تصویر این جنگ در مغز بیش از یک میلیارد مسلمان دنیا اهمیتی تاریخی و نتیجه ای نهایی خواهد داشت. آنچه باید نگران کننده باشد، کوتاهی  و شکست پیام های تبلیغاتی ما در این جنگ روانی و بی کفایتی برنامه های آن است... برای ترمیم این خسارت، باید هم در پیام و هم در فرستنده پیام تجدید نظر کنیم»

 

در اوج انفجارهای 11 سپتامبر 2001م. و جنگ افغانستان، رابرت کوپلند سردبیر مجله آتلانتیک و یکی از کارشناسان سیاسی و نظامی امریکا در مصاحبه تلویزیونی پیشنهاد کرد:

 

« براندازی و تغییر رژیم در ایران را همانطور که در روسیه و اروپای شرقی تجربه شده است، می توان و باید از راه کمک به مطبوعات و رسانه های وابسته و تهیه تسلیهات لازم از ماشین تحریر گرفته تا رایانه برای مخالفان انجام داد»

 

به ظاهر این شیوه به اصطلاح دیپلماسی عمومی برای مسلمانان و ایران فقط برای مخاطبان خارجی نبوده، بلکه در داخل امریکا خودسانسوری یک روند معمولی شده است.

یکی از نویسندگان و سردبیران روزنامه واشنگتن پست با انتشار مقاله ای در روزنامه خود (4 ژانویه 2002م.) اعتراف کرد:

 

«در مدت چند ماهی که از انفجارهای نیویورک و واشنگتن می گذرد، او همیشه خود را سانسور کرده و این بیشتر وقت ها چیزی جز ترس نبوده است؛ چون وزیر دادگستری امریکا اعلام کرده بود امریکایی ها احتیاج دارند مواظب گفته های خود باشند.»

 

مایکل کین‌زی نویسنده این مقاله افزون بر شغل خود در واشنگتن پست در بسیاری از برنامه های تلویزیونی، از جمله برنامه های شبکه سی ان ان نیز سخن پراکنی می کند. او نوشت:

«به عنوان یک نویسنده و سردبیر، من خود را از 11 سپتامبر به بعد سانسور و کنترل می کردم»

 

و می افزاید:

«منظورم این است که تصمیم گرفتم به دلایلی که فکر می کردم، آن چیزهایی که نباید گفت و نوشت، ننویسم»

 

ملاحظه کنید در اینجا سانسور و آزادی با قوانین مملکتی سروکار ندارد، بلکه به فشار اجتماعی، سیاسی و اقتصادی مربوط است و بالاتر از همه یک درجه ادراکی به خود گرفته است.

 

نویسنده: پروفسور حمید مولانا در کتاب: امریکا شناسی: فراز و فرود یک امپراتوری.

 

(کپی برداری از «اسرافیل» فقط با ذکر منبع مجاز است)

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی