سرباز عقل

مطالبی درباره فلسفه و جامعه شناسی | غرب شناسی | شرق شناسی | اسلام و ایران | رسانه و تکنولوژی | سیر مطالعاتی

حضرت عیسی (ع) و مسیحیت تئوس و تئوسانتریک یا مسیحیت نیست انگارانه و نیهیلیست غرب

غرب و غرب شناسی

حضرت عیسی (ع) و مسیحیت تئوس و تئوسانتریک یا مسیحیت نیست انگارانه و نیهیلیست غرب

 

عالم غرب مدرن مسیحی است، مسیحیت (آنچه که به نام مسیحیت شناخته شده و معروف گردیده و رواج یافته است) مبتنی بر تعالیم حضرت عیسی (ع) نیست، در واقع یهودیان هم در انجیل حضرت عیسی (ع) دخل و تصرف کرده و آن را تحریف نمودند و هم در ستیزشان با حضرت عیسی (ع) که پیامبر الهی و مبشر توحید بود، آنچنان به نابودی همه آموزه ها و مواریث معنوی آن حضرت پرداخته اند که اثر مکتوب مشخصی از آموزه های آن پیامبر الهی و حتی گزارش دقیق و صحیح و روشن و مستندی از زندگی و سیره ایشان به دست مردمان نسل ها و دوره های بعدی نرسیده است.

 

آنچه به نام مسیحیت عنوان گردیده  و رواج یافته است، نوعی آیین آمیخته به شرک و طاغوت مداری است که از حدود سال های دهه 40 میلادی به بعد به صورت تدریجی و توسط افراد مختلفی در مدت زمان طولانیِ چندصد ساله تدریجا تدوین یافته است و در قرون چهار و پنج میلادی، صورت مشخصی به نام یک «دین» (و البته نه یک دین حقیقیِ توحیدی اصیل) یافته است.

 

در فرایند طولانی تکوین و تدوین آیین مسیحیت دو نفر یهودی به نام های پطرس و پولس نقش مهمی داشته اند و به ویژه نقش پولس در شکل گیری آیینی به نام مسیحیت (که تدریجا مدعی گردید که یک دین الهی برآمده از آموزه های حضرت عیسی (ع) است و البته این مدعایی کذب و بی پایه است) بسیار مهمتر و تعیین کننده بوده است. به گونه ای که می توان مسامحتا آیین مسیحیت را محصول آراء و آموزه های پولس دانست.

 

مسیحیت در واقع سنتزی از نیست انگاری (نیهیلیسم) دجال منشانه یهودی و میراث فلسفه یونانی مآب (هلنیستیک) اسکندرانی و شرک آیین های اساطیری شرقی موسوم به «مذاهب اسرار» است. مسیحیت بیش از هر چیز و پیش از  هرچیز تجسم سیطره اسمِ «تئوس» (در مقام روح عالم غرب قرون وسطی) و تئوسانتریسم (در مقام جان یا نفس مدبر عالم غرب قرون وسطی) است.

 

مسیحیت که مدتی بعد مسیحیت کاتولیک نامیده شد، آیینی تئوسانتریک بود و در هیات یک دین غیر حقیقی و یک آیین به ظاهر دینیِ (در باطن و حقیقت غیر دینی) بر وجوه مختلف عالم غرب سده های میانه حاکم بود.

 

غرب قرون وسطی، ماهیتی دینی نداشت، ماهیت تئوسانتریک داشت. بر عالم غرب قرون وسطی، نیست انگاری (نیهیلیسم) تئوسانتریک حاکم بود و در واقع این عالم در ذیل تئوس (و محوریت و مرکزیت و دائر مدار تئوس) ظهور و فعلیت و استمرار و بقا یافت و سرانجام نیز نابود گردید. تئوس، خدا یا حقیقتی قدسی نیست، تئوس صورتی و نحوی از انحاء ظهور و تحقق طاغوت است که نقاب دروغین خدایی بر چهره زده است اما باطنی شیطانی و طاغوتی دارد و تئوسانتریسم نیز صورتی از صور طاغوت مداری و ولایت طاغوت است.

 

«تئوس در قرون وسطای مسیحی، خصایص و ماهیتی شبیه به خدایان اسطوره ای شرک آلود و نیز زئوس یونانی و خصوصیات او دارد. گویی خدای مسیحیت (تئوس) تصویری است پدید آمده از آمیختگی یهوه و زئوس و اوزیریس»

 

تئوسانتریسم، ظهور نوعی نیست انگاری (نیهیلیسم) است که اگر چه با نیست انگاری (نیهیلیسم) کاسموسانتریک غرب باستان، و نیز با نیست انگاری (نیهیلیسم) اومانیستی غرب مدرن تفاوت های ماهوی دارد اما مثل آنها جان و جوهری نیست انگارانه (نیهیلیست) دارد. تئوسانتریسم به تبع ماهیت تئوس، حالتی مکار و فریب دهنده دارد. زیرا به نحوی دجال منشانه نقاب دین بر چهره می زند تا حقیقت غیر دینی و جوهر مشرکانه و باطن نیست انگارانه (نیهیلیست) خود را پنهان نماید.

 

مسیحیت یک آیین تئوسانتریک است و اگر چه مدعای خدامداری دارد اما مفهوم و معنایی که از خدا اراده می کند، تئوسانتریک است و در واقع به جای خدا، تئوس را دائر مدار امور قرار می دهد و بر پایه همین تئوسانتریسم، تاریخ نیست انگارانه (نیهیلیست) غرب را بسط و تداوم می بخشد. عالم غرب مسیحی عالم تئوسانتریک است. برای شناخت بهتر ماهیت این عالم خوب است که در ماهیت و ظهور و پیدایی مسیحیت اندکی تامل کنیم.

 

سرباز عقل: درباره غرب سده های میانه: شهریار زرشناس

غرب و غرب شناسی: حضرت عیسی (ع) و مسیحیت تئوس و تئوسانتریک یا مسیحیت نیست انگارانه و نیهیلیست غرب

 

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ»
«إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّىٰ یُغَیِّروا ما بِأَنفُسِهِم»
خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند. (قرآن کریم. سوره مبارکه رعد آیه 11)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان