سرباز عقل

مطالبی درباره فلسفه و جامعه شناسی | غرب شناسی | شرق شناسی | اسلام و ایران | رسانه و تکنولوژی | سیر مطالعاتی

ایمانوئل کانت | تاریخ فلسفه غرب | زندگی و تحصیلات کانت

 

ایمانوئل کانت | تاریخ فلسفه غرب | زندگی و تحصیلات کانت: اگر از تاریخچه تحول فکری کانت و از نتایج این تحول صرف نظر کنیم، احتیاجی به این نداریم که برای حکایت کردن وقایع زندگی او وقت زیادی صرف کنیم، زیرا زندگی او بسیار عاری از وقایع و خالی از حوادث جالب توجه بوده است. البته عمر هر فیلسوفی اولا و بدوا مصروف تفکر و تأمل است نه فعالیت خارجی در صحنه زندگی عمومی. فیلسوف فرمانده لشکر یا کاشف مناطق قطبی نیست و جز در موردی که مثل سقراط مجبور به نوشیدن زهر شود یا مثل جوردانو برونو او را در آتش بسوزانند عمر او بی حادثه می گذرد.

 

ولی کانت حتی مثل لایب نیتس مرد کثیر السفری هم نبود و تمام عمر خود را در پروس شرقی گذرانید، و مثل هگل مقام رهبری فلسفی مطلق العنان دانشگاه تاریخ برلین را احراز نکرد. او فقط استاد بسیار خوبی بود که در یک دانشگاه ولایتی که چندان امتیازی نداشت تدریس می کرد. خصایل و اخلاق او هم چنان نبود که مثل کی یر کگارد و نیچه زمینه مناسبی برای تحلیلگران روان شناسی فراهم آورد.

 

در اواخر عمر به واسطه زندگی با نظم و روش معین و دقت در اوقات و ساعات معروف شده بود، ولی به خاطر کسی خطور نمی کرد که شخصیت او را غیر عادی بداند. مگر اینکه بگوییم که فرق بین زندگی نسبتا آرام و بی حادثه او و عظمت تاثیر وی خود امری جالب دقت است.

امانوئل کانت در 22 آوریل سال 1724 میلادی در شهر کونیگسبرگ متولد شد. پدر او مردی سراج بود. کانت هم در اوان کودکی در خانه پدرش و هم در مدرسه فردریش، که از سال 1732 تا 1740 میلادی در آن تحصیل می کرد، بنا به طریقه فرقه مذهبی خاصی که غلو در پرهیزکاری و تقدس داشتند بار آمد و در تمام مدت عمر صفات حسنه این متقدسین با خلوص نیت مورد توجه او بوده است. ولی البته در برابر مناسک و آداب مذهبی که در مدرسه مجبور به رعایت آنها بود عکس العمل حادی از خود نشان می داد. کانت ضمن سایر دروس رسمی مدرسه زبان لاتینی را به خوبی آموخت.

کانت در سال 1740 میلادی در همان شهر موطن خود وارد دانشگاه شد و موضوعات بسیار مختلفی را برای تحصیل انتخاب کرد. کسی که تاثیر عمده ای در ذهن او داشت مارتین کوتسن استاد منطق و مابعدالطبیعه بود. کوتسن از شاگردان ولف بود، ولی علاقه خاصی به علوم طبیعی داشت و علاوه بر فلسفه، فیزیک و هیئت و ریاضیات هم درس می داد. کانت که اجازه استفاده از کتابخانه کوتسن را یافته بود از جانب وی تشویق گردید که فیزیک نیوتون را مطالعه کند و لذا تالیفات اولیه کانت بیشتر راجع به علوم طبیعی است و علاقه عمیق او به این موضوع تا آخر عمر ادامه داشت.

 

کانت پس از خاتمه تحصیلات دانشگاهی، به علل مالی، مجبور شد که در پروس شرقی کارهایی از قبیل  معلمی سرخانه اختیار کند. این دوران از زندگی او هفت هشت سال طول کشید و تا سال 1755 میلادی ادامه یافت. در این سال درجه دکتری گرفت و به عنوان دانشیار اجازه تدریس حاصل کرد. در سال 1756 میلادی سعی کرد کرسی کوتسن را که پس از مرگ او خالی مانده بود اشغال کند، ولی کنوتسن استاد فوق العاده بود و دولت، نظر به ملاحظات مالی کرسی او را خالی نگه داشت. در سال 1764 میلادی کرسی شعر و ادبیات را به او پیشنهاد کردند ولی او آن را رد کرد که البته تصمیمی عاقلانه بود. نظیر همین پیشنهاد را هم در سال 1769 میلادی دانشگاه ینا به او کرد، ولی او آن را هم رد کرد. بالاخره در مارس 1770 میلادی به سمت استاد عادی منطق و مابعدالطبیعه در دانشگاه کونیگسبرگ منصوب شد. بنابراین، مقام دانشیاری او از سال 1755 تا 1770 میلادی طول کشید، هر چند در چهار سال آخر این مدت سمت معاونت کتابخانه را هم داشت که از لحاظ مالی برای او گشایشی بود. (ولی در سال 1773 میلادی از این سمت اخیر استعفا کرد، زیرا آن را منافی با استادی خود می دانست)

 

در مدت این پانزده سال که معمولا آن را دوره ماقبل نقدی کانت می خوانند، خطابه های درسی فراوانی درباره موضوعات  بسیار متنوع ایراد کرد. به این معنی که در مواقع مختلف نه فقط به تدریس منطق و مابعد الطبیعه  و علم اخلاق می پرداخت، بلکه راجع به فیزیک و ریاضیات  و جفرافیا و انسان شناسی و علم تربیت و معدن شناسی هم خطابه هایی می گفت. از روایاتی که در دست داریم معلوم می شود که او مدرس و خطیب بسیار خوبی بوده است. رسم استادان در آن زمان این بود که  متن معینی را تدریس و تفسیر می کردند و کانت هم ناچار بود به این رسم عمل کند و کتاب مابعد الطبیعه باومگارتن را برای این کار انتخاب کرد. اما در تدریس این کتاب غالبا از متن منحرف می شد و آن را مورد انتقاد قرار می داد. درسهایش را با مطایبه و حتی نقل حکایات نمکین می کرد. هدف عمده او در درس های فلسفی اش این بود که مستمعین خود را به تفکر برانگیزد تا بتواند به اصطلاح او روی پای خودش بایستد.

 

نباید تصور کرد که کانت آدم گوشه نشینی بود. البته بعدها مجبور شد در وقت خود صرفه جویی کند، ولی در زمانی که مورد بحث ماست اغلب در محافل محلی شرکت می کرد و در تمام عمرش از معاشرت سایرین برخوردار بود. خودش به سفر نمی رفت، ولی از ملاقات اشخاصی که کشورهای دیگر را دیده بودند لذت می برد و اغلب آنها را از اطلاعات خود درباره کشورهای دیگر به تعجب می انداخت، زیرا این اطلاعات را از خواندن کتاب ها به دست آورده بود. موضوعات مورد علاقه او وسیع و فراوان بود. از خواندن آثار ژان ژاک روسو علاقه زیادی به اصلاحات در تعلیم و تربیت پیدا کرده بود و علاوه بر آن مطالعه کتاب های روسو عقاید سیاسی او را به سمت تغییرات اساسی یعنی رادیکالیسم سوق داده بود.

 

البته نباید انتظار داشت که بتوان لحظه خاتمه دوره ماقبل نقدی کانت را که پس از آن دوره نقدی شروع می شود دقیقا تعیین کرد. یعنی معقول نیست که درست بشود گفت که کانت کی نظام فلسفی لایب نیتس- ولف را کنار نهاد و تنظیم نظم مختص  به خود را آغاز کرد. ولی به طور کلی می توان سال 1770 میلادی یعنی تاریخ انتصابش را به سمت استادی مبدا این دوره محسوب داشت. اما کتاب نقد عقل محض تا سال 1781 میلادی منتشر نشد و در یازده سال فاصله بین این دو تاریخ، کانت به تفکر درباره فلسفه اش مشغول بود. در عین حال (یا بهتر بگوییم تا سال 1796 میلادی) به تدریس هم اشتغال داشت و کماکان از متون ولف برای این کار استفاده می کرد. در این دوره باز هم به تدریس موضوعات غیر فلسفی می پرداخت و علی الخصوص انسان شناسی و جغرافیای طبیعی مورد علاقه او بود. او عقیده داشت که محصلین این گونه معلومات واقعی را لازم دارند تا بتوانند موقع تجربه را در علم انسانی درک کنند. علم نظری خالی از تجربه به هیچ وجه کمال مطلوب کانت نبود، هرچند نظر سطحی به کتاب نقد عقل محض کانت ممکن است چنین توهمی را ایجاد کند.

 

سرباز عقل: تاریخ فلسفه : کاپلستون // تاریخ فلسفه غرب| فلسفه غرب | ایمانوئل کانت | تاریخ فلسفه غرب | زندگی و تحصیلات کانت.

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ»
«إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّىٰ یُغَیِّروا ما بِأَنفُسِهِم»
خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند. (قرآن کریم. سوره مبارکه رعد آیه 11)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان