سرباز عقل

سرباز عقل

سرباز عقل

.............«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ»..............

«إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّىٰ یُغَیِّروا ما بِأَنفُسِهِم»

خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند. (قرآن کریم. سوره مبارکه رعد آیه 11)

از بیداری اسلامی تا تمدن اسلامی

پنجشنبه, ۸ آذر ۱۳۹۷، ۰۶:۰۵ ب.ظ

از بیداری اسلامی تا تمدن اسلامی

 

سوالی که مطرح می شود این است که اصلا امروزه به بحث تمدن اسلامی چه احتیاجی داریم؟ جایگاه این بحث کجاست؟ چرا امروزه این قدر این بحث ها مطرح می شود؟ چرا الان مدنیت و الگوی پیشرفت خیلی مطرح می شود و ما در چه مقطعی قرار داریم که این بحث ها انجام می شود؟

 

انقلاب سه مرحله دارد:

  1. مرحه نهضت سازی و جنبش
  2. مرحله تکاملی تر که مرحله نظام سیاسی است
  3. مرحله بالاتر از این ها که مرحه تمدن است.

 

ما در هر مرحله یک جور درگیری داریم؛ مثلا در زمان مشروطیت و قیام تحریم تنباکو یا قیام 15 خرداد در مرحله نهضت بودیم. نظام سیاسی، نظام فاسدی است و ما یک جامعه اسلامی هستیم؛ اما نظام ما، نظام غیر اسلامی است. مردم، شیعه هستند، مسلمانند، گوشت قربانی می کنند و گوسفند را با مسلمانی می کشند، آداب اسلامی دارند؛ اما نظام حاکم، اسلامی نیست. جامعه، اسلامی است مثل اکثر کشورهای اسلامی که گوشت حلال دارند، اذان پخش می شود، روزه داری هست؛ اما نظامشان اسلامی نیست. این یک مرحله است و نهضت اسلامی می آید و می گوید که ای جامعه اسلامی، من می خواهد تو را تحول دهم و نظام سیاسی تو را اسلامی کنم و نظام سیاسی را تغییر بدهم. البته مراحلی هم دارد که شامل بیداری اسلامی است که دویست سال است درست شده و اول هم از مصر شروع شد. با حمله ناپلئون به مصر آغاز شد و بعد به داخل ایران هم کشیده شد و بعد، جنبش تنباکو و مشروطه بود تا نهضت امام خمینی.

 

این بیداری اسلامی امروز در ایران مستقر شده است. از سنی ها شروع شده و به شیعیان رسیده است. چرا؟ نهضت اسلامی چیست؟ جامعه اسلامی دارد کار خودش را می کند، اما نظام سالم نیست، جامعه هم خواب است. استعمارگران حمله می کنند به کشورهای اسلامی و این ها می فهمند شخصیت و هویتشان را کم کم دارند از دست می دهند و این می شود بیداری اسلامی. این بیداری اسلامی اول از جهان تسنن شروع شد و در جهان تشیع نبود. بعد، این بیداری اسلامی که حاصل می شود، انقلاب ها و جنبش ها حاصل می شود. بعضی از این انقلاب ها موفق می شوند و بعضی ها موفق نمی شوند. در ایران، در دو مقطع، این جریان بیداری موفق شد: یکی، در نهضت مشروطیت که قانون اساسی تدوین شد و نظام مشروطه شکل گرفت و دیگری، در همین جمهوری اسلامی که نهضت 15 خرداد، در 22 بهمن به یک نظام اسلامی رسید. پس نظام ایران شد یک نظام اسلامی و یک مرحله بالاتر رفت. در همین مقدار که ما شدیم نظام اسلامی و بقیه دنیای اسلام شدند جامعه اسلامی؛ یعنی جامعه شان اسلامی است اما نظامشان اسلامی نیست، ما از تمام جهان اسلام بالاتر رفتیم. آلان فلسطینی ها جنبش دارند، عراقی ها جنبش دارند، جنبش اسلامی در بعضی کشورهای دیگر هم هست. اینها تازه وقتی که پیروز بشوند، باید یک نظام تشکیل بدهند؛ ولی ما نظام تشکیل داده ایم پس ما از تمام جهان اسلام جلوتریم.

 

الان در کشورهای اسلامی، دشمن بیشتر مسلمان های در مرحله جنبش، استعمار است. استعمار نظامی و استعمار سیاسی. این ها نیز هنوز نتوانسته اند از پس استعمار بر بیایند و عقب مانده ترند. فقط ایران توانسته است استعمار و استبداد را کنار بگذارد و یک نظام دینی ایجاد کند. پس ما از تمام کشورهای اسلامی یک پله بالاتر رفتیم و بیداری اسلامی مان قوی تر شده است.

 

در مقابل نظام سیاسی ما، نظام لیبرال دموکراسی قرار می گیرد. یعنی حتی سطح تقابلمان از کشورهای اسلامی دیگر بالاتر است. این فلسطینی ها تازه باید اسرائیل و آمریکا را از زمین خود برانند و وقتی بخواهند نظام تاسیس کنند، سی چهل سال از ما عقب ترند. یا عراقی ها تازه باید آمریکا را بیرون کنند. افغانی ها هم همنیطور و این ها مستقیما درگیرند؛ ولی ما نه. ما چون سطحمان یک سطح بالاتر و تکاملی تر است، با نظام لیبرال دموکراسی رقیب شده ایم. پس علتی که الان غربی ها بیشترین فشار را به ما آورده اند، این است که ما از مرحله نهضت فراتر رفته ایم و به مرحله نظام سیاسی رسیده ایم و با نظام سیاسی غرب درگیر شده ایم.

 

حال این سوال مطرح می شود: اگر ما در این مرحله بمانیم، چه اتفاقی می افتد؟ حتما شکست می خوریم. مگر مرحله جلوتری هم هست؟ بله و این همان دغدغه ای است که مقام معظم رهبری دارند و اگر در همین مرحله ای که هستیم بمانیم، حتما شکست می خوریم. چرا؟ چون نظام لیبرال دموکراسی غرب مرحله بالاتری هم دارد و آن تمدن غرب است. یعنی نظام لیبرال دموکراسی در غرب، نمادی است از پدیده ای بزرگتر و آن پدیده بزرگتر، همان تمدن مغرب زمین است. تمدن مغرب زمین قوی تر از نظام سیاسی غرب است. همان است که اصلا نظام لیبرال دموکراسی غرب را حمایت می کند و اگر آن نباشد، لیبرال دموکراسی چیزی نیست. همان است که می گوید من نظریه پایان تارخ دارم و می شود مثلا هانتینگتون یا مثلا برنارد لوئیس یا فوکویاما و مانند این ها هستند که این نظام سیاسی را حمایت می کنند. حالا اگر ما فقط با نظام لیبرال دموکراسی مقابله کنیم و اندیشه تمدنی نداشته باشیم، هیچ چیز نیست که ما را حمایت کند و حتما به زمین می خوریم. یعنی اگر حتی بتوانیم بر نظام سیاسی لیبرال دموکراسی غلبه کنیم، در حلقه بعدی شکست می خوریم، چون نظریه تمدنی نداریم. پس داشتن نظریه تمدنی ای که بتواند نظام دینی را حمایت کند، واجب است و اگر نباشد، نظام دینی شکست خواهد خورد و این است که الان، دغدغه امروز مقام معظم رهبری و بقیه است که باید این نظریه تمدنی آرام آرام شکل بگیرد.

 

اتفاقا این در شیعه وجود دارد و همان مهدویت است. نظریه مهدیت نظریه ای تمدنی است؛ یعنی در ذات نظریه شیعه، نظریه ای تمدنی وجود دارد. چرا؟ این نظریه تمدنی که ما معتقد به قیام موعود هستیم، چه ربطی به غربی ها دارد؟ یکی از چیزهایی که نظام لیبرال دموکراسی خیلی به آن اعقاد دارد و اگر این نباشد، سرنگون می شوند، این است که معتقد است اندیشه لیبرال دموکراسی، حلقه آخر پیشرفت بشر است و اسم این را پایان تاریخ می گذارند. فوکویاما یا هانتینگتون را ببینید که پایان تاریخ در نظر اینها این است که نظریه لیبرال دموکراسی، حرف آخر بشر است و بشر، دیگر از این جلوتر نمی رود و به این می گویند پایان تاریخ. پس یک فلسفه تاریخ و نظریه پایان تاریخ که نظریه ای تمدنی است، نظریه و نظام لیبرال دموکراسی را حمایت می کند.

 

اسرافیل: تمدن برتر: نظریه تمدنی بیداری اسلامی و طرح عالم دینی: موسی نجفی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی