سرباز عقل

مطالبی درباره فلسفه و جامعه شناسی | غرب شناسی | شرق شناسی | اسلام و ایران | رسانه و تکنولوژی | سیر مطالعاتی

درباره مدرنیته | شکل گیری دوره مدرن | معنی مدرن

 

درباره مدرنیته | شکل گیری دوره مدرن | معنی مدرن: دوره مدرن و مدرنیته از کی و کجا آغاز شده است؟ شاید یک جریان طبیعی، یا انگیزه ی طبیعی، در ذهن ما این است که آنچه را به آخر نزدیک است مدرن بدانیم. ولی در اینجا این سوال پیش می آید که اگر قرن سیزدهم بود و زمان توماس آکوئینی، چرا نمی گفتند که ما مثلا از قرن دهم به بعد وارد دوره مدرن و مدرنیته شده ایم، یعنی قرن یازده، دوازده و سیزده. چرا آن موقع این تلقی از مدرنیته نبود نبود؟

 

چرا حتی در قرن چهاردهم و پانزدهم این تلقی در میان نبود؟ می خواهم بگویم که یک مبنای هستی شناختی و اُنتولوژیک در کار است تا دوره مدرن پدید آید. مبنای مدرنیته به محاق رفتن وجهه ی روحی و قلبی در وجود آدمی و اصل قرار گرفتن وجهه ی دنیوی وجود اوست. اگر به لفط مدرن توجه کنیم، از حیث ریشه شناسی (اتیمولوژی) و اشتقاق لغت می بینیم که به هیج وجه لفظ مدرن مقید معنای جدید و اکنون و حاضر نیست.

 

یعنی کسی که به کتاب اتیمولوژی مراجعه کند هیچ وقت به این معانی که انتظار دارد بر نمی خورد. بلکه می بیند که مدرن از حیث لغت به معنای در حد و اندازه آوردن است، یعنی a measure bringing to. این measure و اندازه و صورت عربی آن، یعنی هندسه، اصلِ معنای مدرن است. بنابراین، می توان گفت که دوران مدرن، دوران غلبه ی فکر ریاضی و نگاه مهندسی به عالم است.

 

در معانی قسمت و اعداد نیست

در معنای تجزیه و افراد نیست

 

برخلاف مرتبه معانی، مرتبه ی قسمت و اعداد و تجزیه و افراد است. این مرتبه مدرن است که مطابق تلقیاتی که قدما دارند، مرتبه حادثات است. همین لفظ را اگر بخواهیم به تلقی عرفا نزدیک بکنیم، باید بگوییم که عرفا بین کتاب خدا و کلام خدا فرق گذاشته اند. گفته اند که حقیقت وجود، هنگامی که از اصل خود تنزل آغاز می کند و در مراتب مختلف سیر می نماید و راه تنزل در پیش می گیرد، کلام خداست و قیامش به نفس رحمانی است. اما هنگامی که به آخر مراتب سیر خود می رسد کتاب می شود. این معنا مثل تیری است که رها می شود و از مراحل مختلف عبور می کند. در مقام عبور، متصور است که کسی آن را برگرداند در مقام بداء. اما این تیر وقتی که نشست، دیگر کار تمام است، یعنی یعنی تحتم پیدا کرده است. این مرتبه تحتم، مرتبه کتاب شدگی است. همان مرتبه ای است که از آن تعبیر به مدرن می کنیم.

 

همین معنا را می شود با ریشه شناسی الفاظ نشان داد. همین معنا را اگر در معراف هندوها دنبال کنیم باید متعرض طرح ادوار تاریخ شویم. از دید هندوان، تاریخ عالم، از آغاز سیر خود، مراحل چهارگانه ای را  از سر گذرانده است. دوره اول، دوره کمال (کرتایوگا) است. دوره ی دوم دوره ای  است که قدری از این کمال کم شده و ما وارد دوره ترتایوگا شده ایم. بعد وارد مرحله دوپاراگویا می شویم که مرحله نصفه و نیمه است. نیمی حق است و نیمی باطل، نیمی راست است و نیمی دروغ.

 

سرانجام وارد دوره کالیوگا می شویم که دورانی است سراسر فریب و نیرنگ و دروغ. هندوان می گویند هزاران سال است که بشر وارد دوره کالیوگا شده است. این دوره ی کالیوگا فقط قابل تطبیق است با همان دوره کتاب شدگی که عرفای ما می گویند، یعنی دوره ای که همه امور در کل عالم تحتم پیدا می کند و گویی مثل آن تیر به هدف می نشیند. در این مقام هر چیز در حد و اندازه ی خود معین و محتحم است. گویی هندسه ی امور مشخص شده است.

 

دوران مدرن دورانی است که در آن این مرتبه از هستی اصل گرفته می شود و با این اصل گرفتن، مدرنیته و دوره مدرن آغاز می گردد. اما حاصل اصل گرفتن این مرتبه در حوزه هنر آن است که ما به صرف حس و زیبایی ظاهری توجه می کنیم. در حوزه فلسفه آن است که ما به راتیو توجه می کنیم. یعنی به عقلی که مطابق با اصطلاح عرفا عقل خیالی است نه عقل روحی. در حوزه های مختلف وقتی این مرتبه از هستی اصل قرار می گیرد بنای مدرنیته و روزگار مدرن استوار می شود.

 

با این بیان، سابقه مدرنیته را می توان به دوره یونانیان و پیش از آن برد. یونانیان برای نظر به حقیقت، تئوریا را به وجود آوردند. تئوریایی که در یونان مطرح می شد مقابل دایانای سنت شرقی بود. سنت دایانا ریشه در تفکر عرفانی مشرق زمین داشت. اصل معنای دایانا دیدن و نظر کردن و به نظاره درون و مراقبه نشستن بود.

این نظر وقتی مبدل به صورت یونانی نگریستن، یعنی تئوریا می شود، دوران جدید آغاز می گردد. پایان دایانا، آغاز تئوریا، و تئوریا آغاز مدرنیته است. با این آغاز و با تئوریا تفکر قلبی عرفا در باب مراتب قلب و روح و سِر و خفی و اخفی همگی به محاق می رود و دیاگرام جدیدی که همان ادراک عقلی و وهمی و خیالی و حسی است پدید می آید. اینجا دیگر عقل، عقل رو به پایین، خیال رو به پایین و حس رو به پایین است.

 

رو به پایین بودن، تعبیر دیگری است از دنیا که از پی آن غفلت پدید می آید و در واقع مبنای اُنتولوژیک مدرنیته تدارک می شود. ظهور این مبنای اُنتولوژیک در دوران های نزدیک به ماست. یعنی وقتی است که مثلا در هنر، زیبایی شناسی اصل قرار می گیرد و در فلسفه، راتیو جای اینتلکتوس را می گیرد و کل عالم به کتاب مبدل می شود و هر چیزی شأن متن پیدا می کند و هرمنوتیک پدید می آید. سِر اینکه هرمنوتیک مربوط به این دوره است دقیقا همین است. حال اگر یک بار دیگر به معارف هندوها نظر کنیم، می بینیم که بر طبق نظر آنها در دوره کرتا معنای کتاب های مقدس بر همه آشکار بوده و حاجت به تفسیر نبوده است. در دوره بعد، یعنی در دوپارا نیمی از آن پنهان می شود و در کالیوگا سراسر پنهانی است. یعنی از آن پس ما دیگر راه به معنی نداریم. بنابراین، بحران معنا نیز مربوط به مدرنیته است.

 

سرباز عقل: مقالاتی درباره پدیدار شناسی هنر مدرنیته: محمد رضا ریخته گران // درباره مدرنیته | شکل گیری دوره مدرن | معنی مدرن

....جلیس العقل ....
۱۴ دی ۲۳:۳۰
مطالب شما بسیار قابل استفاده است ولی ای کاش مطالب را مختصر و در پست های متعدد قرار می دادید.

پاسخ :

کاملا حق با شماست.
سعی می کنم مطالب رو کوتاه تر کنم.
سپاس از پیشنهادتون.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ»
«إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّىٰ یُغَیِّروا ما بِأَنفُسِهِم»
خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند. (قرآن کریم. سوره مبارکه رعد آیه 11)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان