سرباز عقل

مطالبی درباره فلسفه و جامعه شناسی | غرب شناسی | شرق شناسی | اسلام و ایران | رسانه و تکنولوژی | سیر مطالعاتی

تاریخ فلسفه اسلامی. جهل بسیط و تفکر فلسفی. تفکر فلسفی و تفکر دینی

تاریخ فلسفه اسلامی

جهل بسیط و تفکر فلسفی

تفکر فلسفی و تفکر دینی

 

جهل بسیط نه تنها مانع تکامل انسان نیست بلکه در بسیاری موارد پایه پیشرفت و تکامل او قرار می گیرد. برخی از بزرگان حکمت گفته اند: «غایت ادراک انسان درک او از عجز و ناتوانی نسبت به ادراک هستی است». درک انسان از عجز و ناتوانی خود نسبت به ادراک هستی تنها از طریق  تلاش و کوشش فکری و فلسفی میسر می گردد. کسانی که بدون هرگونه تلاش و کوشش فکری درباره عجز و ناتوانی انسان از درک حقیقت هستی سخن بگویند در دام نوعی تقلید کورکورانه گرفتار آمده و طوطی صفت فقط به تکرار کلمات، اشتغال پیدا می کنند.

 

چگونه انسان می تواند بدون اِعمال فکر و نظر، درباره میزان محدودیت فکر سخن بگوید؟ تنها کسانی به این سبک و اصلوب سخن می گویند که قصد دارند شانه خود را از زیر بار سنگین مسئولیت تفکر و اندیشه برای همیشه خارج سازند. کسانی که با عالم فکر و اندیشه سروکار دارند به خوبی می دانند که سنگینی مسئولیت  اندیشه بسیار سخت و طاقت فرسا بوده و کمتر کسی می تواند آن را تحمل نماید.

 

غالب کسانی که در مقابل طریق تفکر موضع گرفته و اندیشه های فلسفی را محکوم می کنند به ظاهر برخی از متون دینی تمسک جسته و آن را سنگر دفاع از موضع خویش قرار می دهند. نوع نگاه این اشخاص نسبت به دین و معارف الهی آن چنان محدود و مبهم است که در فضای آزاد فکر و گسترش شگفت انگیز اندیشه، جایی برای آن نمی یابند. این اشخاص گمان می کنند هنگامی که فکر فلسفی از صحنه حیات خارج گردد جای دیانت گسترده تر شده و فضای معنویت گشاده تر می گردد. آنچه موجب شگفتی می گردد این است که فیلسوف نیرومندی همانند امانوئل کانت نیز در دام این نوع از اندیشه گرفتار آمده و با صراحت تمام گفته است: «من لازم دیده ام شناخت را کنار بزنم تا برای ایمان جا باز کنم».

 

آنچه این فیلسوف آلمانی ابراز داشته به حسب ظاهر شبیه است به آنچه متشرعان در مقام مخالفت و دشمنی با فلسفه و متافیزیک ابراز می دارند. ولی حقیقت این است که انگیزه کانت در این سخن با آنچه متشرعان در این باب می گویند تفاوت دارد، زیرا کانت بر اساس تحلیل های فلسفی خود، چنین می اندیشد که عقل وقتی به حوزه متافیزیک قدم می گذارد دچار تناقض می شود. او برای اینکه ساحت مقدس دین را از هر گونه توهم تناقض، پاک و منزه نگاه دارد بین حوزه دین و قلمرو عقل نظری تفاوت قائل شده و آنها را از یکدیگر جدا ساخته است. اما آن دسته از متشرعان که با فلسفه مخالفت می کنند به دلایل دیگری تمسک کرده و از نوع دیگر سخن می گویند.

 

صرف نظر از اختلاف انگیزه ها مسئله اساسی این است که آیا فلسفه و استدلال  و آنچه به تامل و عقل نظری مربوط می شود  فضا را برای دین و معارف الهی تنگ می کند؟ یا اینکه اساسا بین دین و حکمت هیچ گونه تضاد و تزاحمی نیست؟ در مقام پاسخ به این پرسش می توان به معنی «فلسفه اسلامی» پی برد و ماهیت آن را نیز روشن نمود.

 

اگر کسی چنین بیندیشد که توجه به فلسفه و به کار بردن عقل نظری، فضای دین و معارف الهی را تنگ و محدود می کند ناچار باید به این امر نیز اعتراف کند که فلسفه اسلامی معنی معقول و محصلی ندارد. زیرا آنچه فلسفه اسلامی نامیده می شود سرشت و سرنوشتی جدا و منفک از جریان عام فلسفه نداشته و بیرون از کاروان اندیشه و تفکر حرکت نکرده است. اما کسی که میان فلسفه و دین هیچ گونه تضاد و تزاحمی نمی بیند، نه تنها به انکار فلسفه اسلامی مبادرت نمی کند بلکه در کشف معنی و ماهیت آن کوشش فراوان به عمل می آورد. تفکر در امور به منظور کشف حقایق و دریافت ماهیت آنها نه تنها مورد منع و مذمت واقع نشده بلکه در متون اسلامی مورد تایید و تاکید نیز قرار گرفته است.

 

اسرافیل: ماجرای فکر فلسفی در جهان اسلام: غلامحسین ابراهیمی دینانی

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ»
«إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّىٰ یُغَیِّروا ما بِأَنفُسِهِم»
خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند. (قرآن کریم. سوره مبارکه رعد آیه 11)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان