سرباز عقل

سرباز عقل

سرباز عقل

.............«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ»..............

«إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّىٰ یُغَیِّروا ما بِأَنفُسِهِم»

خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند. (قرآن کریم. سوره مبارکه رعد آیه 11)

روابط ایران و آمریکا

سیاست های آمریکا در قبال ایران

دیدگاه های موجود در امریکا در قبال رابطه با ایران

 

سیاست آمریکا در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران به مقابله با توسعه نفوذ ایران  در منطقه معطوف شده است که این موضوع از بروز اختلاف در منافع راهبردی و وجود اختلافات شدید عقیدتی ناشی می شود. اقدامات متقابل ایران و آمریکا بیشتر ناشی از حساسیت شدید امنیتی آنان نسبت به کنش و واکنش طرف مقابل است. جامعه انقلابی طی سال های 1358 و 1359 تمامی روندهای چالش گر در برابر انقلاب اسلامی ایران را متوجه آمریکا کرد. به همین دلیل خشم و نفرت عمیقی از آمریکا در میان مردم به وجود آمد. بر اساس مولفه های سدبندی و محدود سازی عرصه سیاسی- جغرافیایی (ژئوپلیتیک) جمهوری اسلامی ایران در روند جنگ تحمیلی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران، سیاست آمریکا بر حمایت موثر و همه جانبه از کشور عراق متمرکز گردید. این اقدام آمریکا از طریق تحریم و مهار ایران و حمایت تسلیحاتی و اقتصادی از عراق به انجام می رسید که به صورت مستقیم  (از طریق کمک های اطلاعاتی، تبلیغاتی و سیاسی) و به صورت غیر مستقیم (از طریق متحدین در اروپا و شیوخ خلیج فارس در قالب کمک های تسلیحاتی و اقتصادی) انجام می گرفت.

 

حمایت های آمریکا طی سال های جنگ از عراق شامل حمایت های سیاسی بین المللی از عراق نیز می شد که در بیانیه ها و قطع نامه های شورای امنیت  سازمان ملل، تبلور می یافت. این قطع نامه ها و بیانیه ها از آغاز جنگ به نفع عراق و به ضرر جمهوری اسلامی ایران، تنظیم گردید و هیچ گاه اصول منشور ملل متحد درباره متجاوز در مورد عراق به اجرا گذاشته نشد. این امر نیز جز از طریق اعمال نفوذ گسترده آمریکا در شورای امنیت، قابل حصول نبود. به طور کلی انگیزه های آمریکا در حمایت از عراق، طی جنگ هشت ساله به دلایل زیر بود:

 

1 ::: شکست سیاست راهبردی منطقه ای آمریکا با سقوط شاه (دکترین نیکسون) و تلاش آمریکا برای ایجاد نظام جدید منطقه ای بر اساس موازنه قوانین ایران و عراق

2 ::: هجوم اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان و کاهش نقش و اهمیت آمریکا در منطقه

3 ::: متوقف کردن انقلاب اسلامی

4 ::: به انزوا کشاندن ایران

5 ::: مقابله با گسترش بنیادگرایی اسلامی در حوزه خاورمیانه

 

حمایت های آمریکا از عراق در دو مقطع صورت گرفت: مقطع اول تا سال 1365 به صورت کمک های غیر مستقیم و عمدتا غیر نظامی و مقطع دوم پس از سال 1365 به صورت کمک های مستقیم و نظامی.

 

در مقطع اول روش های آمریکا عبارت بودند از:

 

  • الف ) تحریک کشورهای عربی نسبت به ایران و ایجاد احساس ناامنی در میان آنها نسبت به تهدید امنیتی ایران
  • ب ) ترغیب کشورهای عربی برای کمک های گسترده اقتصادی و نظامی به عراق
  • ج ) تخریب روابط ایران با کشورهای دنیا، به ویژه همسایگان و در انزوا قرار دادن ایران
  • د ) حمایت از منافقین و مخالفین جمهوری اسلامی ایران
  • ه ) تحریم های گسترده اقتصادی بر ضد ایران
  • و ) حمایت از اقدامات خراب کارانه داخلی (کودتای نوژه)
  • ز ) حمایت های سیاسی- بین المللی از عراق در قالب قطع نامه های شورای امنیت سازمان ملل
  • ح ) حمایت های تبلیغی که در آنها ایران حامی تروریسم و ناقض صلح و امنیت بین المللی معرفی می شد تا بر افکار عمومی جهانی تاثیر منفی بگذارد و روابط ایران را با سیار کشورها تحت الشعاع خود قرار دهد.

 

در مقطع دوم که از سال 1365 آغاز می شود، آمریکا به طور مستقیم وارد جنگ با ایران شد. اقدامات آمریکا در این مقطع، شامل حضور نظامی گسترده در منطقه، حمایت از کشتی های کشورهای عربی تحت پرچم آمریکا، حمله به اسکله های نفتی ایران، حمله به قایق ها و نفتکش های ایرانی و حمله به هواپیمای مسافربری ایران می باشد که در نهایت با پذیرش قطع نامه 598 سازمان ملل از سوی ایران پایان یافت. در مجموع می توان اقدمات گستره آمریکا بر ضد ایران در دوران جنگ با عراق را اوج اقدامات خصمانه این کشور قلمداد کرد که پس از جنگ، آنها را در قالب های گوناگون به ویژه در قالب تحریم اقتصادی، تعقیب کرده است.

 

عوامل یاد شده سبب گردیده است که روابط دو کشور تیره تر شده و با وجود فراز و نشیب های کوتاه مدت و بدون تاثیر، همچنان رابطه دو کشور قطع باشد. وضعیت کنونی روابط دو کشور به گونه ای است که بیانگر تداوم اقدمات گذشته در قالب های جدید است؛ چنانکه هیچ یک از دو کشور، خواهان دگرگونی اساسی درباره آن نیست.

 

دیدگاه های موجود در امریکا در قبال رابطه با ایران

 

به طور کلی در آمریکا نظر واحدی در قبال روابط فیمابین دو کشور وجود ندارد. در درون ایالات متحده در حاظر سه گرایش عمده در مورد رابطه با ایران وجود دارد:

 

گرایش اول : افراطی

 

طرفداران گرایش افراطی غالبا در کنگره آمریکا، مجلس سنا، سازمان صهیونیستی ایپاک و سایر محافل و مراکز صهیونیستی در داخل این کشور قرار دارند. طرف داران این گرایش ضمن حمایت از تداوم وضع موجود در روابط دو کشور، خواهان شدت عمل بیش تر آمریکا درباره ایران هستند. آنها هواره در صدد محروم سازی گسترده ایران از کلیه فرصت های بین المللی و منطقه ای هستند تا کشور را از لحاظ داخلی نیز دچار بحران سازند. حمایت شدید گروه های صهیونیستی از این دیدگاه، ماهیت این گرایش را نشان می دهد و انگیزه صهیونیست ها و اسرائیل را در تلاش برای تداوم وضع موجود در روابط دو کشور روشن می سازد. بیش تر نمایندگان مجلس سنا و کنگره آمریکا از طرح های مربوط به تحریم های ایران به طور گسترده حمایت می کنند و اغلب طراحان اصلی این طرح ها نیز در مجالس سنا و کنگره متمرکز اند.

 

گرایش دوم : میانه رو

 

این گرایش در چارچوب سیاست های رسمی دولت آمریکاست و طرفداران آن هم غالبا مقامات اجرایی و مسئولان وزارت خارجه آمریکا هستند. این گرایش در مقایسه با گرایش اول، رویکردی متعادل تر و میانه رو تر نسبت به ایران دارد و خواهان ادامه سیاست های کنونی آمریکا (سیاست تحریم اقتصادی و مهار دو جانبه) برای تغییر در رفتار ایران می باشد، آنتونی لیک و ریچارد مورفی از جمله چهره های شاخص این گرایش هستند. طرف داران این گرایش دارای سمت گیری دو سویه ای نسبت به ایران هستند: از یک سو مدعی اند که در صورت تغییر رفتار ایران، آمریکا اقدامات خود در قبال ایران را تغییر خواهد داد و از سوی دیگر، سیاست های کنونی آمریکا بر ضد ایران را پاسخی به رفتاریهای ناهنجار ایران در سطح بین المللی به خصوص مسائل منطقه ای می دانند. ولی در حال حاضر دیدگاه های کنگره به دولت نزدیک شده است و به ویژه در دوره ریاست جمهوری کلینتون این نزدیکی کاملا محسوس بود.

 

گرایش سوم : مصالحه جویانه

 

در میان محققان و صاحب نظران دانشگاهی و برخی از تعیین کنندگان سیاست های راهبردی و مقامات سابق آمریکا، گرایش دیگری مطرح است. این گرایش علاوه بر انتقاد از سیاست های تحریم آمریکا بر ضد ایران ، به طور کلی، با نحوه نگرش آمریکا به انقلاب اسلامی و برخوردهای آن کشور با دیدی انتقادی نگاه می کند. این گرایش را می توان گرایش مصالحه جویانه نامید. این گروه ضمن تایید بر اهمیت راهبردی ایران در سطح منطقه ای و جهانی معتقدند: این سیاست ها در تامین منافع ملی آمریکا کارایی لازم را ندارد. برخی از صاحبان صنایع و بازرگانان و شرکت های نفتی- که دارای منافع تجاری در رابطه با ایران هستند – از طرف داران این گرایش به شمار می روند. اما گرایش اخیر در اقلیت قرار دارد و به شدت در موضع ضعف قرار گرفته است و در واقع، طرفداران آن نمی توانند تاثیر تعیین کننده ای بر موضع رسمی آمریکا بگذارد، اگر چه با تقویت این گرایش می توان نسبت به لغو تحریم های امیدوار تر بود.

 

اسرافیل: ایران و آمریکا

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی