سرباز عقل

سرباز عقل

سرباز عقل

.............«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ»..............

«إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّىٰ یُغَیِّروا ما بِأَنفُسِهِم»

خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند. (قرآن کریم. سوره مبارکه رعد آیه 11)

ایران و امریکا

تاریخچه روابط ایران و امریکا

دوره روابط سلطه گرانه بین ایران و آمریکا

 

به تدریج با توجه به موقعیت جهانی آمریکا و جایگاه پایین دیگر قدرت های موازنه دهنده، سیاست های مداخله جویانه تر آمریکا در کشورهای گوناگون بیشتر شد. سیاست آمریکا با افزایش قدرت این کشور و کمک های این کشور در مقایسه با دیگر ابرقدرت ها دگرگون گردید و این سیاست در بیشتر کشورهای وابسته، اعم از کره جنوبی، تایوان و آمریکای لاتین اعمال شد و خوش بینی ملل کوچک و تازه استقلال یافته جهان را نسبت به حسن نیت واشنگتن دچار تردید ساخت.

 

در این میان، جایگاه ایران نیز دستخوش تغییر در سیاست خارجی آمریکا شد. و این در شرایطی بود که در ایران نیز احساسات میهن پرستانه  (ناسیونالیستی) به اوج خود رسیده بود و مردم ایرن برای ملی کردن صنعت نفت، نهضتی ملی برپا کرده بودند. این نهضت ضد استعماری موجب مداخله ایالات متحده آمریکا از مرحله میانجی گری تا رویارویی با ایران، سپس همکاری با انگلیسی ها و سرانجام، مشارکت در تهیه و طرح کودتای براندازی دولت مصدق شد. این مسئله زمانی اتفاق افتاد که آمریکا از موضع یک ابرقدرت (که پس از جنگ جهانی دوم بدان دست یافته بود) با کشورهای دیگر برخورد می کرد و رقابت با اتحاد جماهیر شوروی محور اصلی اقدامات بین المللی آن کشور بود.

 

بنابراین پس از جنگ جهانی دوم، روابط دو جانبه تحکیم و گسترش قابل توجهی داشت که این توسعه روابط، نشانه و نتیجه ای از رقابت سیاسی آمریکا و شوروی بود که اهداف شوروی، یکپارچگی ایران را به خطر افکنده بود، ولی با کمک آمریکا بر طرف شد. در این شرایط، که اعتماد ایرانیان به آمریکا افزایش یافته بود، این کشور موقعیت ایران را همراه با منافع نفتی (که به آن ارزشی راهبردی و استراتژیک می بخشید) مطمح نظر داشت. همین عامل موجب دگرگونی رفتار آمریکا با ایران شد.

در واقع این مسئله مبیّن یک قاعده در نظام بین الملل است که در ساختار قدرت بین المللی کشور خوب یا بد وجود ندارد، بلکه جایگاه کشور در این ساخت است که خط مشی اساسی هر کشوری را تعیین می کند و بی توجهی و غفلت از آن موجب وارد آمدن خسارت های جدی به منافع ملی کشور می شود.

 

این دوره سرآغاز دوره جدیدی در روابط ایران و آمریکاست که از آن تحت عنوان «رابطه سلطه گرانه» یاد می شود. این دوره به دنبال کودتای 28 مرداد و دخالت آمریکا در آن آغاز شد و به تدریج، موجب برقراری رابطه سلطه گرانه میان آمریکا و ایران شد. در جریان کوتای 28 مرداد، آمریکا دولت مصدق را سرنگون ساخت و هر قدر روابط سلطه آمیز آمریکا و شاه بیشتر تقویت می شد، بدبینی مردم به آمریکا نیز بیشتر می گشت؛ چرا که از دید مردم ایران، موفقیت در اجرای کودتا بدون کمک آمریکا امکان نداشت؛ کودتا نقطه پایانی بود بر سیر تدریجی ایران به سوی  حکومت مردمی و رهایی ایران از قید مداخلات بیگانگان.

 

طی سال های پس از کودتا، به تدریج و با کمک گسترده ایالات متحده آمریکا، رژیمی مستبد بر ایران تحمیل گردید. نقش ایالات متحده آمریکا در کودتا و پس از آن، برای تحکیم حکومت استبدادی شاه و نیز روابط آینده ایران و آمریکا تاثیر عمیق بر جای گذاشت. این دوره آغاز بدبینی ایرانیان نسبت به آمریکا بود؛ آمریکا یک رابطه سلطه گرانه با ایران برقرار  کرده بود. گازیوروسکی در طبقه بندی کشورهای سلطه پذیر، ایران را از جمله سلطه پذیران شدید و دست نشانده آمریکا به شمار می آورد. البته با وجود اینکه گازیوروسکی این دوره را تحت عنوان «دوره روابط سلطه گرانه» یاد می کند، در کتاب «تاریخ مستند روابط ایران و آمریکا» از آن تحت عنوان «دوره تحکیم اتحاد» یاد شده است.

 

ولی با توجه به اینکه هنری کسینجر ایران (رژیم شاه) را متحد بدون شرط آمریکا می دانست، و با توجه به اینکه در عرف سیاسی بین المللی، اولا اتحاد بدون شرط وجود ندارد و ثانیا با توجه به شرایط سیاسی، اقتصادی و وضعیت روابط فیمابین، این دوره را می توان «دوره روابط سلطه گرانه» نام گذاری کرد. البته این دوره هم مانند دوره پیشین، فراز و نشیب هایی داشت و حتی شاه در اوایل دهه 60، به ویژه در زمینه اقتصادی، به شوروی گرایش پیدا کرد.

ویژگی این دوره از روابط ایران و آمریکا عبارت است از: افزایش قدرت شاه پس از کودتای 28 مرداد، برقراری روابط گسترده و سلطه آمیز میان ایران و آمریکا، اهمیت سوق الجیشی ایران برای آمریکا به دلیل وجود نفت و خلیج فارس، که این سه ویژگی به روابط دو جانبه نیز شکل خاصی می بخشید.

 

به هر حال با کودتای 28 مرداد، آمریکا نقش کاملا جدیدی در روابط با ایران ایفا کرد که در درون ایران، همراه با حمایت از تثبیت قدرت استبدادی شاه بود و بدبینی خاص مردم را به همراه داشت. ولی با وجود این، رژیم شاه تا حد زیادی در حوزه منافع ملی آمریکا قرار گرفته بود و امنیت ملی خود را بر اساس خط مشی امنیتی آمریکا، تعریف می کرد. این روابط در دهه هفتاد به اوج خود رسید. در حقیقت، پیش از انقلاب، بسیاری از ایرانیان دقیقا از نقش آمریکا در پابرجایی و تقویت رژیم شاه آگاه بودند و این موضوع سبب می شد که پادشاه خود را «شاه آمریکایی» بخوانند و به انقلاب خود چهره ای ضد آمریکایی بدهند.

 

در اواخر دوره اوج روابط، اهداف دوگانه ای (که رئیس جمهور آمریکا طی مبارزات انتخاباتی خود در سال 1976م. در پیش گرفت) تحولاتی را در روابط ایران و آمریکا از پیش خبر می داد. یکی از اهداف، درخواست ایجاد محدودیت فروش تسلیحات آمریکا به کشورهای ماورای بحار بود و دیگری پیشنهاد تاکید اساسی بر حقوق بشر در سیاست خارجی آمریکا. با وجود اینکه این درخواست هیچ گاه به صورت جدی از سوی آمریکا پی گیری و بدان عمل نشد، ولی برخی بر این عقیده اند که این مسئله تاثیر مهمی بر سرنوشت رژیم شاه گذاشت. ریشه این مسئله را نیز در وابستگی شدید شاه و رژیم او به آمریکا می دانند که حتی بر خلاف خواست آمریکا هم نتوانستند اهداف واقعی او را تشخصی دهند. این عده بر این عقیده اند که شاه پس از اعلام سیاست های کارتر در مورد حقوق بشر، تحولاتی در داخل کشور، برای برخورد مسالمت آمیز با مخالفان و ایجاد فضای باز سیاسی ایجاد کرد که همین کار، زمینه ساز شورش های گسترده بعدی بود که به فروپاشی رژیم سلطنتی انجامید.

 

اسرافیل: ایران و امریکا: مقصود رنجبر

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی