اسرافیل

اسرافیل

اسرافیل

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ»
«إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّىٰ یُغَیِّروا ما بِأَنفُسِهِم»
خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند. (قرآن کریم. سوره مبارکه رعد آیه 11)

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲۸ تیر ۹۷، ۱۶:۵۱ - WATING MUSLIM
    عالی

۱۰ مطلب با موضوع «کروهک های تروریستی و تکفیری» ثبت شده است

فرقه های نوظهور

اهداف و روش های عرفان های کاذب

راه های مقابله با نفوذ عرفان های نوظهور

(قسمت دوم)

 

روش های فرقه های نوظهور برای جذب

 

1 :: تشکیل جلسات پرجلوه: این جلسات موجب فشار روانی بر گروه می گردد. در این روش فشاری پایش شده بر گروه وارد می شود تا گروه هرچه زودتر تابع وضع جدیدی شود که به دنبال پیروی از دستورهای فرقه می باشد.

 

2 :: فشار بی وقفه و ارتباط زیاد: فشار بی وقفه و شدید روحی بر افراد که با تماس های مکرر و یا حضور در محل تحصیل، کار یا زندگی، بر آنان وارد می کنند تا آنان را در وضع جدید وارد نمایند که از نظر روحی متقاعد حضور در فرقه شوند.

 

3 :: ابراز محبت بیش از حد: در این روش افرادی که تازه به فرقه وارد شده اند، در معرض بمباران عشق و محبت قرار می گیرند و زمانی که فرد برای اولین بار در یکی از مراسم گروهی فرقه ها شرکت می کند، وی را به شدت مورد محبت، عشق و علاقه بی بدیل خود قرار می دهند تا در این بین افراد مشخص شده ای را به عنوان دوستان و همراهان وی معرفی کنند.

 

4 :: ترس و ارعاب: فرقه های انحرافی با ابزار ترس و ارعاب می کوشند تا نیروهای خود را حفظ کنند. القا کردن این مسئله که اگر با رهبر فرقه مخالفت شود مخالفت با خدا خواهد بود، تاثیری عمیق بر روح آنان خواهد گذاشت؛ این وضعیت آنان را از سرپیچی فرقه باز می دارد.

 

بقیه متن در «ادامه مطلب»

(کپی برداری از «اسرافیل» فقط با ذکر منبع مجاز است)

۰ ۲۶ اسفند ۹۶ ، ۰۱:۱۹
اسرافیل مهدوی

فرقه های کاذب و عرفان های نوظهور

نشانه های فرقه های انحرافی و عرفان های دروغین

انسان خدایی و عقل بسندگی

(قسمت سوم)

 

برخی از فرقه های انحرافی عرفانی و یا غیر عرفانی سخن از خدا بودن انسان می گویند و انسان را معیار حق و باطل می دانند و اساسا نیاز به خدایی متعالی از هر موجودی را انکار می کنند و سخن از این می گویند که انسان خود واجد و معیار همه ارزشهاست و عقل آدمی برای هدایت و تمشیت امور مادی و معنوی انسان و جوامع کافی است.

 

بقیه متن در «ادامه مطلب»

(کپی برداری از «اسرافیل» فقط با ذکر منبع مجاز است)

۰ ۲۳ اسفند ۹۶ ، ۰۷:۰۰
اسرافیل مهدوی

غرب شناسی: اسرائیل شناسی: فلسطین و اسرائیل

 

مسیحیت یهودی- مسیحیت صهیونیستی- آمریکا- اسرائیل- صهیونیسم- فراماسونری- غرب- غرب شناسی- تورات و انجیل- مسیحیت سیاسی- سیاست آمریکا- دین و مذهب آمریکا- اسرافیل

 

عثمانی در جنگ جهانی طرف آلمان بود، یعنی رو به روی انگلیس و متحدانش. پس انگلیس هر شورشی در کشور عثمانی را تشویق می کرد. «شریف حسین» در عربستان به وسیله جاسوس انگلیسی، ادوارد توماس لورنس، به شورش تشویق شد. مناطق وسیعی از جنوب و شرق امپراتوری عثمانی تصرف شد. انگلیسی ها از غرب هم به کانال سوئز و فلسطین چشم داشتند. بعد از جنگ جهانی که بحث تقسیم عثمانی مطرح شد، اعلامیه بالفور هم فاش شد که گفته بود: «درخواست جمعیت صهیونیسم یهودی مبنی بر تشکیل دولت یهود در فلسطین با «نظر مساعد» دولت انگلیس مواجه شده است.» جامعه ملل به پیشنهاد ویلسون برای تحت الحمایگی کشورهای خاورمیانه، به اقدامات استعماری انگلستان و فرانسه جنبه قانونی داد؛ فلسطین و عرق برای انگلیسی ها و سوریه و لبنان برای فرانسوی ها. در 1922 انگلیس لایحه ای به جامعه ملل فرستاد تا وظیفه قانونی (!) را انجام داده باشد. در این لایحه به بستگی دیرین یهود با فلسطین و حقوق مذاهب اشاره شده بود؛ اختیار تام به دولت سرپرست- انگلیس- داده شده بود. از «آژانس یهود» هم به صورت رسمی دعوت به هم کاری شده بود. اردن هم از اینجا متولد شد تا یک دولت کوچک در کنار فلسطین وجود داشته باشد که اعراب و مسلمانان اخراجی و آواره وارد آنجا شوند. کشور اردن تحت حمایت انگلیس توسط عبدالله بن حسین تشکیل شد.

 

مسیحیت یهودی- مسیحیت صهیونیستی- آمریکا- اسرائیل- صهیونیسم- فراماسونری- غرب- غرب شناسی- تورات و انجیل- مسیحیت سیاسی- سیاست آمریکا- دین و مذهب آمریکا- اسرافیل

 

بقیه متن در «ادامه مطلب»

(کپی برداری از «اسرافیل» فقط با ذکر منبع و لینک مستقیم مجاز است)

۰ ۲۲ بهمن ۹۶ ، ۲۳:۲۰
اسرافیل مهدوی

امریکا شناسی: قدرت نرم (قسمت یازدهم- بخش دوم)

 

تاریخ امریکا- امریکا- امریکا شناسی

 

عوامل داخلی آسیب پذیری و ضعف نظام و جامعه امریکا را می توان در ده مورد زیر خلاصه کرد:

  1. کاهش مشروعیت ریاست جمهوری
  2. انحصارگری دو حزب جمهوری خواه و دموکرات
  3. تضعیف دکترین تفکیک قوای سه گانه مجریه، مقننه و قضائیه و جناح بازی های سیاسی
  4. کنترل رندگی روزمره مردم با شرکت های عظیم مالی؛ بازرگانی و تبلیغاتی
  5. انگاره سازی و کنترل افکار عمومی با رسانه ها و شبکه های اطلاعاتی و ارتباطی
  6. تناقض های حاصل از اقلیم گرایی و ملی گرایی امریکایی در پدیده جهانی سازی
  7. افزایش فاصله طبقاتی و گسیختگی اجتماعی و نظام خانواده
  8. فزونی فساد، لهو و لعب و تخلف های اخلاقی
  9. تکبر و لجاجت نظام و نخبگان در رویارویی با اشتباه های گذشته و یاد نگرفتن و تطبیق ندادن خود با دنیا
  10. بت پرستی فناوری و مادیات، به عنوان مشکل گشای داخلی و خارجی.

 

چون جنگ بدون دشمن وجود ندارد، امریکا همیشه در جست و جوی دشمن بوده است و این تا حدودی شخصیت روانی امریکا را در قرن اخیر شکل داده است. تا زمان فروپاشی شوروی، بزرگترین و مداوم ترین جنگ امریکا، جنگ سرد و دشمن اصلی این نظام، کمونیسم و شوروی بود. جنگ سرد و کمونیسم بزرگترین عامل تبلیغاتی وحدت نظام و نخبگان امریکا بود و مهمترین ابزار کنترل افکار عمومی و بسیج داخلی به شمار می رفت. عامل کمونیسم باعث شد بسیاری از تخلف ها، تقلب ها، سوء استفاده ها، فساد و اختلاف های داخلی امریکا در دهه های بعد از جنگ جهانی دوم پوشیده و پنهان بماند. در دهه ای که دشمن اصلی از بین رفته و دغدغه اسلام و اصولگرایان اسلامی نیز به خوبی نتوانست جایگزین این دشمن خیالی شود، اختلاف ها و رقابت های داخلی بیش از هر وقت دیگر آشکار گشته و تجلی بیشتری یافت. بنابراین حفظ امنیت و مبارزه با تروریسم جبهه های جدید امریکا شده است.

 

بقیه متن در «ادامه مطلب»

(کپی برداری از «اسرافیل» فقط با ذکر منبع و لینک مستقیم مجاز است)

۰ ۲۱ بهمن ۹۶ ، ۰۱:۲۴
اسرافیل مهدوی

تروریسم: حکومت ترس و مرگ (قسمت دوم)

 

با تمام شدن جنگ جهانی دوم و ادامه حضور اشغالگرانه و استعماری قدرت های غربی در بسیاری از مناطق جهان حرکت های آزادی خواهانه ای برای مقابله نظامی با اشغالگران صورت گرفت که این حرکت ها و حرکت هایی از این دسته به دلیل مغایرت با منافع استعماری قدرت های غربی به تروریسم متهم شده و در نتیجه سرکوب این حرکت ها از طرف اشغالگران غربی، مقابله با تروریسم نامیده شد. قیام آزادی بخش مردم الجزایر علیه استعمارگران فرانسوی، نهضت مردم ویتنام بر ضد اشغالگران امریکایی، حرکت استقلال طلبانه مبارزان ایرلند شمالی بر ضد اشغالگران انگلیسی، حرکت چریک های فاراباندومارتی در ال سالوادور، قیام ساندیست ها علیه حاکم امریکایی نیکاراگوئه از این جمله به شمار می آیند.

 

تروریسم مورد حمایت غرب که با هدف تخریب چهره اسلام انقلابی و ایجاد بهانه به منظور شروع دوره جدید جنگ های صلیبی (بنا به سخنان بوش پسر در فردای 11 سپتامبر) شکل گرفته بود، علی رغم خشونت ها و جنایات بسیار اهداف مورد نظر قدرت های استکباری را فراهم نکرد و گرفتاری جدی ارتش و حکومت امریکا در باتلاق عراق و افغانستان، نتیجه مبارزه با تروریسم برای بانیان غربی آن بوده است!

 

بقیه متن در «ادامه مطلب»

(کپی برداری از «اسرافیل» فقط با ذکر منبع و لینک مستقیم مجاز است)

۰ ۱۶ بهمن ۹۶ ، ۲۲:۳۰
اسرافیل مهدوی

تروریسم: حکومت ترس و مرگ (قسمت اول)

 

ترور به معنای آسیب رساندن به شهروندان بی دفاع برای اهداف سیاسی، اعتقادی و حتی اقتصادی، از گذشته در تاریخ بشر وجود داشته و با مفهوم جنگ که طی آن نیروهای مسلح با اهداف گوناگون به یکدیگر صدمه و آسیب می رساندند، متفاوت است. اما تروریسم به مفهوم امروزین آن پدیده ای است که عمدتا از ابتدای قرن حاضر و به ویژه بعد از تمام شدن جنگ جهانی دوم شکل گرفته و رونق پیدا کرده است. معمولا پی آمد تروریسم در مقایسه با عواقب جنگ ها بسیار محدودتر و خسارات آن هم کمتر است اما وجود عنصر شهروندان بی دفاع در مقوله تروریسم و انجام تبلیغات رسانه ای خاص بر روی آن باعث شده تا این پدیده مثل جنگ و در بعضی مواقع زشت تر و نفرت بارتر از جنگ به نظر برسد. در یک تقسیم بندی، تروریسم را می توان به چهار دسته تقسیم کرد:

 

  1. تروریسم دولتی
  2. تروریسم کور و سیاسی
  3. حرکت های آزادی خواه و استقلال طلبانه متهم به تروریسم
  4. تروریسم هدایت شده

 

بقیه متن در «ادامه مطلب»

(کپی برداری از «اسرافیل» فقط با ذکر منبع و لینک مستقیم مجاز است)

۰ ۱۵ بهمن ۹۶ ، ۱۸:۳۲
اسرافیل مهدوی

جیش العدل در ایران، داعش در عراق: مقایسه عقاید و اهداف

 

محدود کردن اقدامات گروهک های تروریستی به چند اقدام نظامی محدود برای بر هم زدن امنیت مرزها بسیار ساده لوحانه و غیر عقلانی است. دشمنان نظام جمهوری اسلامی از زمان پیروزی انقلاب همواره به دنبال راه هایی برای بر اندازی آن بوده اند. غرب به سرکردگی آمریکا، اسرائیل و انگلیس هیچوقت چشم دیدن اسلام و به خصوص تشیع به عنوان یک گفتمان و یک قدرت (چه نظامی، چه سیاسی، چه اقتصادی و چه فرهنگی و دینی) در مقیاس جهانی را نداشته و نخواهند داشت. از این رو به هر وسیله ای برای تضعیف و حذف آن متوسل شده اند. یک بار از طریق جنگ با عراق ِ تا دندان مسلح با ابزارهای نظامی آمریکایی و اروپایی، یک بار از طریق ایجاد تنش با کشورهای منطقه همچون پاکستان، ترکیه، عربستان، یک بار از طریق تلاش برای تجزیه ایران به واسطه تفرقه افکنی بین مردم و اختلافات قومیتی، یک بار از طریق جدایی و نفاق بین مردم و نظام، یک بار از طریق اختلاف و تفرقه بین شیعه و سنی، و اکنون علاوه بر روش های بالا استفاده از گروهک های تروریستی نیز به این لیست اضافه شده است. گروه هایی که از چند سال گذشته همانند قارچ در سراسر منطقه خاورمیانه سر برآورده اند و از طرف کشورهای مخالف اسلام و نظام جمهوری اسلامی همچون آمریکا، انگلیس، فرانسه، عربستان، رژیم صهیونیستی و ... به امکانات نظامی، تکنولوژیکی و مالی بسیاری مجهز شده اند تا با قدرت تمام اهداف زیر را دنبال کنند:

 

  1. تحریف اسلام به خصوص مذهب شیعه و ایجاد نفرت و کینه نسبت به شیعیان در سراسر جهان
  2. تفرقه افکنی میان شیعه و سنی هم در سطح داخلی و هم در سطح بین المللی
  3. نشان دادن چهره ای خشن، جنگ طلب، افراطی و دگُم، عقب مانده و متحجر، مخالف علم و بی منطق از اسلام و مسلمانان و جلوگیری از گسترش آن در جهان
  4. همکاری نزدیک با شبکه ها و رسانه های ضد انقلاب و سلطنت طلب مانند بی بی سی، رادیو فردا، صدای آمریکا، العربیه برای دسترسی به طیف وسیعی از مردم در جهت القاء و ارائه عقاید انحرافی
  5. کشاندن جنگ به داخل ایران، بر هم زدن ثبات آن و در نهایت تجزیه کشور
  6. آماده سازی و استفاده ابزاری از کودکان از طریق شستشوی مغزی برای طرح های نظامی و تروریستی
  7. مقصر نشان دادن نظام، رهبری، سپاه، بسیج در اذهان عمومی و در نهایت تفرقه افکنی میان مردم، نظام و دولت
  8. نا امن کردن ایران در جهت دوری سایر کشور ها از ایران و عدم برقراری روابط اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و ... .

 

بقیه متن در «ادامه مطلب»

(کپی برداری از «اسرافیل» فقط با ذکرمنبع مجاز است)

۰ ۰۶ بهمن ۹۶ ، ۲۲:۰۷
اسرافیل مهدوی

چرا بلوک کشورهای مخالف موجودیت رژیم صهیونیستی شکل نمی گیرد؟

 

مسیحیت یهودی- مسیحیت صهیونیستی- آمریکا- اسرائیل- صهیونیسم- فراماسونری- غرب- غرب شناسی- تورات و انجیل- مسیحیت سیاسی- سیاست آمریکا- دین و مذهب آمریکا- اسرافیل

 

جا دارد که جبهه‌ای متشکل از آنانی که از اساس اسراییل را به رسمیت نمی‌شناسند شکل بگیرد؛ جبهه ای که هم در سطوح رسمی و دولتی حامیانی قوی و جدی دارد و هم در سطوح توده‌ها و مردم طرفداران بسیاری. باید خط مرزهای جدی میان تمامی کشورهایی که به نحوی از انحاء موجودیت این کیان سرطانی را پذیرفته اند و کشورها و ملت‌هایی که تن به چنین ذلتی ندادند صورت بگیرد و جای هیچ مجامله و تعارفی هم در این زمینه وجود ندارد. اوضاع آنچنان اسفناک شده است که سعودی‌ها تکه بار ترکیه و قطر می کنند و روابط پنهان و آشکارشان را با رژیم صهیونیستی به یادشان می‌آورند و کسی نیست که در این وانفسا به همه ایشان بگوید که همه‌تان غلط کردید.

 

 چرا کشورهای قدرتمند و موثری چون مالزی بعنوان یکی از ثروتمندترین کشورهای مسلمان، پاکستان بعنوان یکی از پرجمعیت‌ترین و موثرترین کشورهای مسلمان، الجزایر بعنوان یک کشور عربی مسلمان مقتدر، در کنار ایران اسلامی نباید ائتلافی جدید را از تمامی کسانی‌که موجودیت این کیان غاصب را برسمیت نشناخته اند، رقم بزنند؟ چرا وزارت خارجه بدنبال برگزاری نشستی از نمایندگان و سران مجموعه کشورهایی مسلمان و غیر مسلمانی که هیچ روابطی را با رژیم غاصب ندارند، نیست؟ چرا مجلس شورای اسلامی بعنوان نهاد قانون‌گذار کشور، بدنبال برگزاری نشستی فوق العاده از تمامی مجالسی که رابطه با رژیم صهیونیستی را ممنوع و غیر قانونی اعلام کرده‌اند نیست؟ چرا رسانه‌های ما بدنبال ارائه دلایل منطقی و تاریخی و سیاسی برای به رسمیت نشناختن رژیم صهیونیستی، در قالب‌های مختلف رسانه‌ای نیستند؟ چرا نباید رابطه با اسراییل اقلا در میان کشورهای اسلامی تبدیل به ننگ و عار گردد تا کسانی سکان حمایت از فلسطین را بدست نگیرند که در سخت‌ترین شرایط مردم فلسطین، حتی حاضر نشدند تشری به سفرای اسراییلی در کشورشان بزنند یا سفرایشان را از سرزمین های اشغالی ۱۹۴۸ فرا بخوانند؟

 

بقیه متن در «ادامه مطلب»

(کپی برداری از «اسرافیل» فقط با ذکر منبع مجاز است)

۰ ۰۵ بهمن ۹۶ ، ۲۳:۰۰
اسرافیل مهدوی

امریکا شناسی: تاریخ و تمدن امریکا: پایه های تمدن امریکا (قسمت دوم)

 

امریکا- امریکا شناسی- فرهنگ امریکا- دین و مذهب امریکا- اجتماع و جامعه امریکا- سیاست امریکا

 

با توسعه شهرنشینی و شهروندی، افزایش جمعیت، مهاجران، قوای انسانی جدید و صنعتی شدن کشور، امریکا با نظام سرمایه داری نوین، در مسیر تمدن امروزی خود گام برداشت. با اصول و شرایط فوق، فرهنگ و جامعه امریکا به کلی تغییر یافته بود. آزادی و فردگرایی در هم ادغام شده و عدالت اجتماعی و مسئولیت اشتراکی فراموش شده بود. به مدت بیش از یکصد و پنجاه سال، یعنی از اوایل قرن نوزدهم تا اواسط قرن بیستم، در حالی که تمام قاره های دنیا به ویژه اروپا و آسیا و همچنین مرزهای ملی مورد هجوم بیگانگان قرار گرفته و جنگ های داخلی و منطقه ای ادامه داشت و از امنیت، صلح و آرامش خبری نبود، قاره امریکای شمالی با محافظت دو اقیانوس بزرگ و با فراغت نسبتا کامل به توسعه اقتصادی، سیاسی و فناوری داخلی خود پرداخته و خود را از تجاوزهای دیگران مصون نگاه داشت.

 

پایه های این تمدن  در چند اصل خلاصه می شد:

  1. فردگرایی و آزادی های فردی
  2. مستثنی بودن امریکا و امریکایی ها از کشورها و مردم دیگر
  3. تسلط بر طبیعت
  4. قدرت طلبی و رقابت
  5. تولید و انباشت ثروت
  6. جدایی دین از سیاست و حکومت
  7. کوشش در وحدت و اتحاد با ایالت ها در سایه یک نظام سیاسی فدرال
  8. توجه به علم جدید و فناوری

 

در امریکا فردگرایی و آزادی در هم ادغام شده و مفهوم «استثنا بودن امریکا» حس ملی گرایی ویژه خودگرایی را تشدید کرده و منشور «سرنوشت و ماموریت خاص امریکا» را در سیاست های داخلی و خارجی این کشور به وجود آورده است.

 

تمدن امروزی امریکا، نه تنها بر مبناری یک الگوی جدید سرمایه داری رشد و نمو کرده است بلکه فراتر از آن، ایدئولوژی امریکا به صورت یک مذهب و روش زندگی شده که اسطوره ها، تصاویر و آئینِ بخش مهمی از تمدن غرب را تشکیل می دهد.

 

بقیه متن در «ادامه مطلب»

(کپی برداری از «اسرافیل» فقط با ذکر منبع مجاز است)

۱ ۰۵ بهمن ۹۶ ، ۱۹:۵۳
اسرافیل مهدوی

امریکا: قدرت در دست نظامیان

 

مسحیت یهودی و یهودی شدن آمریکا: مسیحیت سیاسی و اصولگرا، پروتستانتیسم و صهیونیسم آمریکایی، غرب و غرب شناسی، یهودیت و مسیحیت، آمریکا اسرائیل و فلسطین

 

تفنگ در امریکا یک سلاح مهم سیاسی، اجتماعی و نظامی تلقی شده و هر فردی نماد یک تفنگ و یا یک رای است. قانون اساسی امریکا در عمل اسلحه و تفنگ را بر شهروندان امریکا نه تنها منع نکرده ، بلکه آن را یکی از حقوق آنان شمرده است. جنگ های داخلی امریکا (1962- 1965م.) که حدود شش میلیون نفر در آن کشته شدند، نمونه وسیعی از این روانشناسی اجتماعی جامعه و نظام امریکا بود. در نظام اقتصادی (محلی) امریکا پست های نظامی به معنای پول و سرمایه به شمار می رفت. در اوایل قرن بیستم بین جنگ های داخلی و گسترش نیروی دریایی در زمان حکومت و ریاست جمهوری تئودور روزولت- که خود یکی از جنگ سالاران  امریکا به شمار می رود- نیروی زمینی ارتش مورد توجه مردم بود ، اما نیروی دریایی در سال های بعد اهمیت چشمگیری به دست آورد و به یک باشگاه نخبگان جنگی تبدیل شد و در جامعه امریکا منزلت اجتماعی بالایی به دست آورد. دانشگاه مرکز تعلیمات نظامی وست پوینت در ارتش پیاده و دانشگاه دریایی آناپولیس در مریلند به مراکز اصلی نخبگان نظامی امریکا تبدیل شد.

 

امروزه ساختمان پنتاگون (وزارت دفاع امریکا) مغز سازمان یافته جدید تاریخ معاصر امریکا را تشکیل می دهد. ساختمان کنگره امریکا که در حقیقت بزرگترین ساختمان اداری جهان است، به راحتی در یکی از اضلاع پنج گانه پنتاگون جا می گیرد. طول یکی از پنج دیوار خارجی پنتاگون به اندازه سه زمین فوتبال است و بیش از 50 هزار نفر در آن کار می کنند. پس از جنگ جهانی دوم، جنگ سالاران که نامزد تصدی پست های رده بالای نظام سیاسی، اقتصادی و نظامی امریکا شدند، در اتاق ها و راهروهای پنتاگون رفت و امد پیدا کردند.

 

ارتشیان بسیاری، خود را از قیود نظامی خارج کرده و به دیگر حوزه های مهم جامعه امریکا گام نهاده اند و بسیاری از مدیران و افراد شرکت های صنعتی و تجاری از سنت مالی و اقتصادی در قرون پیشین عبور کرده و وارد جامعه نظامی امریکا شده اند.

 

بقیه متن در «ادامه مطلب»

(کپی برداری از «اسرافیل» فقط با ذکر منبع مجاز است)

۰ ۰۱ بهمن ۹۶ ، ۲۲:۴۷
اسرافیل مهدوی