اسرافیل

اسرافیل

اسرافیل

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ»
«إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّىٰ یُغَیِّروا ما بِأَنفُسِهِم»
خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند. (قرآن کریم. سوره مبارکه رعد آیه 11)

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
آخرین نظرات

۲ مطلب با موضوع «کتاب شناسی» ثبت شده است

روسپی گری

عوامل زمینه ساز تن دادن زنان به روسپی گری

 

نویسنده مقاله ضمن بررسی چگونگی سوق دادن دختران و زنان در جوامع و تمدن های کهن  به روسپی گری، به چگونگی بهره کشی اقتصادی، سیاسی و جنسی از آنها نیز اشاره کرده، سپس با ارائه نتایج تحقیقات انجام شده در مورد شرایط زندگی زنانِ روسپی تا قبل از ورود به روسپی گری، زمینه بررسی علمی و دقیق تر بحران های اجتماعی، اقتصادی و خانوادگی زنان روسپی را نسبت به زنان عادی مشخص می نماید و در نهایت، به این نتیجه می رسد که وجود بحران های موجود قبل از روسپی گری نقش بسیار مهمی در سوق دادن این زنان به روسپی گری داشته است.

 

بقیه متن در «ادامه مطلب»

(کپی برداری از اسرافیل فقط با ذکر منبع مجاز است)

۴ ۲۹ اسفند ۹۶ ، ۰۱:۲۰
اسرافیل مهدوی

اسلام و تجدّد

.

نام کتاب: اسلام و تجدد

نوبت چاپ: چهارم

تعداد صفحات: 399

پدید آورنده: مهدی نصیری

نوع کتاب: تالیف

زبان: فارسی

ناشر: کتاب صبح

تیراژ: 2000

محل نشر: تهران

سال نشر: 1387

شابک: 8-01-6698-964

از مجموعه آثار غرب شناسی- 2

.

این کتاب از 9 بخش و 3 پیوست تشکیل شده است با عناوین:کتاب اسلام و تجدد

بخش اول: نقد نظریه ترقی و تکامل تاریخ

بخش دوم: نظریه تاریخی اسلام

بخش سوم: توقیفی بودن علوم معاش

بخش چهارم: دین و علوم جدید

بخش پنجم: دین وتوسعه

بخش ششم: امام زمان (عج) و تمدن جدید

بخش هفتم: تعارض اسلام و تجدّد؛ استناداتی دیگر

بخش هشتم: پاسخ چند استدلال بر مطلوبیت علوم و فنون جدید

بخش آخر: چه باید کرد

پیوست-1: مروری بر توانمندی تمدن های ما قبل تمدن جدید

پیوست-2: بحران تجدّد

پیوست-3: تامّلی درباره بی طرفی تکنولوژی جدید

.

.

چکیده:

.

این کتاب به نقد مدرنیته و تمدن جدید و همچنین نسبت بین اسلام و تجدد می پردازد و با ارائه شواهد و مستندات گوناگون از منابع دینی (کتاب و سنت) و غیر دینی اثبات می کند که تمدن جدید محصول انحراف بشر از آموزه های وحیانی است. این کتاب ضمن اینکه تجزیه و تفکیک وجوه تمدن جدید را اشتباه می داند و تمدن جدید را دارای روح و کلیتی واحد می بیند؛ نسبتِ بین «اسلام» و «تجدّد» را تعارض به نحو کلی و ماهوی می بیند و صرف تشابه جزئی در پاره ای از امور را، دلیل وحدت و حتی تفاهمِ نسبی بین این دو نمی داند. از نظر نگارنده: «تجدد و تمدن جدید با همه ابعاد و رهاوردهایش، محصول خودبنیادی بشر غربی و انحراف تمام عیار او از آموزه های وحیانی است و با فرض حضور حاکمیت دین- به معنای جامع و حقیقی آن- هرگز تمدنی از نوع تمدن جدید، ظهور نخواهد کرد. به بیان روشن تر، اگر حاکمیت اسلامی با حضور معصوم (ع) و بسط ید او، تحقق و تداوم پیدا می کرد و حاکم اسلامی، در مقام تمدن سازی بر می آمد، محصول آن، تمدنی از نوع تمدن جدید و مشابه آن نبود، همان گونه که با ظهور حضرت بقیه الله الاعظم (عج) و استقرار حاکمیت صالحان، نشانی از این نوع تمدن نخاهد بود.»

.

«نگارنده بر این باور است که تنها راه نجات از هیمنه و سیطره روز افزون غرب- حداقل در مقام نظر و اعتقاد-، رسیدن به چنین دیدگاهی است، و پافشاری بر دیدگاه  «تفصیل و تفکیک»، روز به روز بر انفعال و خودباختگی در برابر غرب می افزاید و آخرین مقاومت های سیاسی و فرهنگی جامعه را در هم می شکند. پذیرش نظریه نفی کلی تجدّد، اگر چه در مقام عمل- با دلیل اضطرارهای ایجاد شده و عدم گریز از اَخذ وجوهی تمدن جدید- دستاورد های نسبی و محدودی خواهد داشت، اما در مقام نظر و اعتقاد، می تواند نجات بخش باشد و افراد را از خطر ارتداد که فتنه و بلیه ای عام در آخرالزمان است، برهاند.»

.

(کپی برداری از «اسرافیل» فقط با ذکر منبع مجاز است)

 

۰ ۰۸ آذر ۹۶ ، ۱۱:۱۳
اسرافیل مهدوی