اسرافیل

اسرافیل

اسرافیل

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ»
«إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّىٰ یُغَیِّروا ما بِأَنفُسِهِم»
خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند. (قرآن کریم. سوره مبارکه رعد آیه 11)

طبقه بندی موضوعی

۱۳ مطلب با موضوع «تکنولوژی» ثبت شده است

زندگی در عیش، مردن در خوشی

«زوال فرهنگ در بستر عشرت؛ در عصر رسانه های تصویری»

 

نویسنده: نیل پُستمن                                مترجم: صادق طباطبایی

انتشارات: اطلاعات                                    سال و نوبت چاپ: چاپ هفتم 1391

تعداد صفحات: 351                                    موضوع: تکنولوژی های رسانه ای و فرهنگ

 

نیل پُستمن، جامعه شناس و پژوهشگر مسائل ارتباط جمعی است که خطر کاربرد تکنولوژی بدون اخلاق را هشدار می دهد. وی با استناد به آمار و گزارش های گوناگون، به بحران نابودی فرهنگ در جهان صنعتی و زوال اندیشه و تفکر، تحت سیطره رسانه هایی همچون تلویزیون می پردازد.

 

کتاب «زندگی در عیش، مردن در خوشی» با همین دیدگاه به تشریح روند زوال فرهنگ و افول نظام اندیشه در بستر عشرت می پردازد. پستمن رسانه های بصری به ویژه ماهواره های تلویزیونی را با برنامه های تفریحی و سرگرم کننده و طرب زای خود، عامل انهدام فکر و اعوجاج اندیشه در مجموعه عناصر فرهنگ بشری معرفی می کند.

 

پستمن در این کتاب به تاثیر تلویزیون به خصوص بر فرهنگ، سیاست، خانواده واجتماع آمریکایی می پردازد. وی تلویزیون را عامل شکل دهی به فرهنگ، تفکر و اندیشه مردم آمریکا و آن را عامل حماقت جامعه آمریکا می داند:« جامعه آمریکا از دقیقه ای به دقیقه ی دیگر احمق تر می شود، حرمت های فردی و جمعی، قداست نمادهای مذهبی، احترام مظاهر ملی و سمبل های فرهنگی و ... تحت تاثیر برنامه های تلویزیونی، شکسته و از ارزش تهی شده و اثر بخشی و قدرت سازندگی خود را از دست داده است». از نظر پستمن «آمریکائیان، که سرگرم ترین ملت جهان غرب (به تلویزیون) هستند، کم اطلاع ترین و بی خبرترین مردم نیز هستند که از حداقل اطلاعات عمومی بهره مندند». وی نشان می دهد که چگونه «آمریکای عقل و خرد» عصر رسانه های نوشتاری و کتابتِ سده نوزدهم به «آمریکای احمق و سرگرم خوشی های» تلویزیونی دوران معاصر بدل شده است.

 

وی با انتقاد شدید از تلویزیون آن را عامل تخریب عناصری همچون علم، فلسفه، دین و سیاست می داند. از نظر پستمن:« اثر تخریی تلویزیون، زمانی بروز می کند که این ابزارِ سرگرمی، وقت گذرانی و تفریح، تمامی مقولات علم، فلسفه، اخلاق، دین، سیاست، تاریخ، فرهنگ و حتی خبر را در قالب سرگرمی و تفریح عرضه می کند».

 

پستمن در این کتاب بیان می کند که: «لجام گسیختگی انسانی، فقدان شعور اجتماعی، انهدام مبانی خانواده، تلاشی پیوندهای عاطفی، افول فرهنگ ملی و هدم قدرت انسان بر تعیین سرنوشت خود و جامعه خود، همه و همه معلوم تسلیم بی قید و شرط جامعه و فرد است به رسانه ای به نام تلویزیون». از نظر پستمن امروزه دستگاه های عریض و طویل تبلیغاتی و رسانه ای به سیاستگذاران و بانیان اصلی فرهنگ تبدیل شده اند که البته این امر را از طریق محتوایی به نام سرگرمی و تفریح به تحقق می رسانند.

 

موضوع دیگری که پستمن در این کتاب در حوزه تلویزیون و تاثیراتش به آن می پردازد این است که همچون هر وسیله و ابزار تکنولوژیکی دیگری تلویزیون نیز علاوه بر کارکردهای تکنیکی؛ مثل ارسال پیام، دارای بارِ ایدئولوژیکی نیز هست. بنابراین نمی توان تکنولوژی، به خصوص تلویزیون را بی طرف و خنثی، و انسان را صاحب اختیار مطلق آن دانست، چرا که این بارِ ایدئولوژیکی امروزه در مقام شکل دهی به فرهنگی پوچ، بی ارزش و مخرب نمود پیدا کرده است.

 

(کپی برداری از «اسرافیل» فقط با ذکر منبع مجاز است)

 

۱ ۲۶ تیر ۹۷ ، ۰۰:۰۳
اسرافیل مهدوی

مولفه های اجتناب ناپذیر مدرنیته

.

در مقاله ای که در ادامه مطلب می خوانید پنج مورد از مولفه ها و شاخصه های مدرنیته شرح داده خواهد شد که عناوین آن به صورت زیر است:

.

مولفه اول: استدلالی بودن

مولفه دوم: بی اعتمادی به تاریخ

مولفه سوم: اینجایی و اکنونی بود

مولفه چهارم: فروشکنی و تزلزل مابعدالطبیعه های جامع و گسترده قدیم

مولفه پنجم: قداست زدایی از اشخاص

.

متن کامل مقاله در «ادامه مطلب»

(کپی برداری از «اسرافیل» فقط با ذکر منبع مجاز است)

۰ ۱۱ دی ۹۶ ، ۲۲:۱۰
اسرافیل مهدوی

واقعیت تکنیک از نظر فروید

.واقعیت تکنیک

از اینکه علم توانسته است عمر متوسط ما را زیادتر کند چه سود، وقتی که محتوای زندگی ما سراسر از غم و ناهنجاری و اندوه تشکیل شده است، به طوری که به مرگ برای نجات خود خوش آمد بگوییم.

.

از رهگذر برآورد هزینه های پیشرفت صنعتی و خسارت هایی که از این طریق گریبان ما را می گیرد، فروید به این نتیجه دردناک و کسل کننده می رسد که اختراعات ما چیزی نیست جز وسیله ای تکامل یافته برای رسیدن به هدفی تکامل نیافته.

.

بقیه متن در «ادامه مطلب»

(کپی برداری از «اسرافیل» فقط با ذکر منبع مجاز است)

۰ ۲۲ آذر ۹۶ ، ۱۳:۱۵
اسرافیل مهدوی

وسیله ها به زندگی ما هدف می دهند

.

وسیله ها هدف سازند

.

وسیله هنگامی وسیله است که آن را در رابطه با هدفی تعریف کنیم. آنگاه وسیله ها در تعریف هدف ها دخالت می کنند. هنگامی که انسان واجد وسایل تازه شد، لزوماً واجد اهداف تازه هم می شود. همیشه هدف ها نیستند که ما را به ساختن وسیله ها فرمان می دهند و راهنمایی می کنند؛ گاهی وجود وسایل، اهداف تازه ای را برای ما پدید می آورند. چنین نیست که همواره زندگی ما به وسایل شکل بدهد، بلکه گاه وسایل به زندگانی ما شکل می دهد و ما به تناسب آنها نوع روابط انسانی و نوع رابطه خود را با طبیعت تنظیم می کنیم. ما امروز تکنیک را چنان به زندگی خود راه داده ایم که تصورِ نبودن و نداشتن آن ناممکن شده است.

.

به میدان آمدن وسیله ها، یک تغییر روان شناختی در ما پدید آورده و به طور کلی نگاه ما را به عالم عوض کرده است. امروز کمتر کسی است که به دنیا نگاه ابزاری نکند؛ در حالی که گذشتگان چنین نگاهی را به دنیا نداشتند.

.

منبع: سروش، عبدالکریم و دیگران. سنت و سکولاریسم. انتشارات صراط. تهران. چاپ پنجم 1388 ص 41

۰ ۲۱ آذر ۹۶ ، ۲۳:۳۹
اسرافیل مهدوی

تکنولوژی و تغییر

.

تکنولوژی و تغییر.

.

تکنولوژی یک فرمانده تسلیم ناپذیر و هدایت کننده انعطاف ناپذیری است که تمام مفاهیم و اندوخته های ذهنی را دگرگون می سازد. برای واژه هایی نظیر «آزادی»، «حقیقت»، «شعور»، «واقعیت»، «خرد»، «حافظه» و «تاریخ» مفاهیمی تازه می سازد و از این طریق راه به دنیای درون ما باز می کند. این تکنیک دگرگون ساز، حتی وقت خود را صرف آن نمی کند که این تغییرات را به آگاهی و اطلاع ما برساند و ما نیز فرصت آن را نخواهیم داشت در جریان این وقایع قرار گیریم و خود را به موقع از آن آگاه سازیم.

.

منبع: پستمن، نیل. تکنوپولی. ترجمه صادق طباطبایی. انتشارات اطلاعات. چاپ هفتم 1390 ص 28

۰ ۲۱ آذر ۹۶ ، ۲۲:۲۲
اسرافیل مهدوی

ملاحظاتی در باب تکنیک

.

.تکنیک

.

خطر این است که ما از وجهه نظر تکنیک به همه چیز نگاه می کنیم و عالم و آدم در نظرمان به عنوان انرژی و منبع انرژی جلوه می کند. تکنیک یک امر عارضی در زندگی دوران تجدد نیست و حتی اگر وسیله هم باشد بشر را به دنبال خود می کشد. حتی خواست و اراده بشر هم به حکم تکنیک تعین پیدا می کند.

.

ما نمی توانیم از توسعه تکنیک رو بگردانیم و علم تکنولوژیک را رها کنیم، بلکه برای رسیدن به درجات عالی علم لازم است که از علم زدگی و تکنیک زدگی رها شویم. یعنی کسانی که چاره همه کارها و درمان تمام دردهای خود را در تکنیک می جویند و تمام امید خود را به آن بسته اند راه به جایی نمی برند. بشر هنوز نسبت خود را با تکنیک نمی داند و نمی شناسد. تکنیک ماشین نیست، بلکه تلقی تمام موجودات به عنوان خزانه نیرو و ماده تصرف است. محاسبات این خزانه اکنون با ماشین های پیچیده الکترونیک صورت می گیرد.

.

می گویند تکنیک کارها را بسیار آسان کرده است. این درست است، اما درست تر این بود که می گفتند کارها همه کار تکنیک است. حتی اراده دانستن و روح علمی نیز که از آن به عنوان ضامن پیشرفت علم یاد می شود دیگر ناظر به دانش نظری محض نیست بلکه وجه و جلوه نظری روح تکنیک است. یعنی علم جدید اگر چه در ظاهر نسبت به تکنولوژی تقدم دارد، در حقیقت مسبوق به آن است.

.

ما نمی توانیم تکنیک را به هر صورت که بخواهیم در آوریم یا آن را کوچک و بزرگ کنیم، مگر اینکه انقلابی در تفکر و در ما و در جهان پدید آید.

.

بقیه متن در «ادامه مطلب»

(کپی برداری از «اسرافیل» فقط با ذکر منبع مجاز است)

 

۰ ۲۱ آذر ۹۶ ، ۲۰:۳۲
اسرافیل مهدوی

غرب

غرب شناسی

«عالم تجدّد» و «بحران تفکر غربی»

.

غرب با تفکری که در آن بشر به صورت موجودی صاحب علم و اراده و قدرت ظاهر شد و می بایست همه چیز را در تصرف و تملک خود در آورد، پدید آمد. در این طریق احراز قدرت، حوادث مهمی مثل اصلاح دینی و مواجهه به سنن و رسوم و رجوع به علم و تقدس زدایی و بسیاری چیزهای دیگر پیش آمد، ولی اینها حوادث پراکنده و بی ارتباطی نبود که اتفاقا با هم جمع شود یا یکی در پی دیگری بیاید و تاریخ غرب را قوام دهد بلکه هر یک با دیگری تناسب داشت و مظهر تاریخ جدیدی بود که تجدد خوانده شد.

.

بحرانی که در عالم کنونی وجود دارد بحران تفکر غربی است. در این تفکر بشر به جایی رسیده است که دیگر هیچ امید و پناهی بیرون از خود ندارد. لازمه این وضع تفوق قدرت اراده و اراده به سوی قدرت است. اما این قوت و قدرت هر چه باشد، قوت و قدرت محال است و مآلا در طریق نابودی و ویرانی  نیست سازی قرار می گیرد. آن مرد بزرگ دانمارکی قرن نوزدهم از این معنا خبر داشت که می گفت بی خدا بودن، بی خود بودن است. این وضع نمی تواند ادامه یابد. بشر اکنون در معرض خطری بزرگ قرار گرفته است و اگر نتواند راه تازه ای بیابد نابود می شود. درمان هایی که معمولا برای مشکلات ذکر می شود عین بیماری است. وضع نیست انگاری را با صورتی از نیست انگاری نمی توان دفع کرد. باید در جوهر نیست انگاری تفکر کرد تا مقدمات گذشت از آن فراهم آید.

.

بقیه متن در «ادامه مطلب»

(کپی برداری از «اسرافیل» فقط با ذکر منبع مجاز است)

.

 

۰ ۱۵ آذر ۹۶ ، ۱۵:۴۱
اسرافیل مهدوی

تکنولوژی

وسیله ها هدف سازند

.

آیا شما مهمانی فربه تر و شیطان تر از تکنولوژی سراغ دارید؟ چنین موجود فربهی، با همه پیچیدگی هایش، وارد عالم انسانی شده است و لذا ذهنیت، نحوه زندگی، روابط، وضع روحی، و از همه مهمتر، غایت زندگی ما را تغییر داده است. این ماشین، فرهنگی را با خود حمل می کند و این فرهنگ را به میان همه اقوام، اعم از با فرهنگ و بی فرهنگ، می برد و آنها را به رنگ خود در می آورد. مارکس جمله بسیار هوشمندانه ای دارد. او درباره بورژوازی می گوید، بورژوازی همه جهان را بر صورت خویش ساخت. او این سخن را در قرن نوزدهم بیان کرده بود. اگر این سخن در باب بورژوازی صادق باشد، قطعاً در باب تکنولوژی صادق تر است. تکنولوژی همه جهان را بر صورت خویش ساخت. به این معنا که هر جا رفت، چیزهایی را با خود برد که دارندگان ماشین و مخاطبان تکنولوژی نتوانستند پس از آن از داشتن آنها خویشتن داری کنند. یعنی، فرهنگ و غایت تکنولوژی بر آنها تحمیل شد و آنها نیز به ناچار آن را پذیرفتند.

.

بقیه متن در «ادامه مطلب»

(کپی برداری از «اسرافیل» فقط با ذکر منبع مجاز است)

۰ ۰۸ آذر ۹۶ ، ۰۰:۱۶
اسرافیل مهدوی

غرب

غرب شناسی

نگاه انسان مدرن به عالم

.

بشر جدید بشری قانع نیست؛ بشری معترض است. این بشر هیچ چیز را آنچنان که هست نمی پذیرد. برای بشر جدید بدیهی نیست که اشیاء آنچنان که هستند و آنچنان که در تاریخ پدید آمده و رخ داده اند، به بهترین نحو ممکن هستند و رخ داده اند. بنابراین، بشر جدید معتقد است که اگر بتوانیم، حتی معماری عالم را هم تغییر می دهیم. آن سخن حافظ که «عالمی از نو بباید ساخت و ز نو آدمی» در زمان حافظ گوش شنوایی نداشت، ولی امروز این سخن گوش های شنوای بسیاری دارد و اصلاٌ حرف همه همین است. مفهوم ایدئولوژی در جهان جدید چنین چیزی است. اینکه ایدئولوژی جایگزین مذهب شد در حقیقت به این معنا بود که، اولاٌ، مذهب نمی خواهیم و ایدئولوژی انسان ساخته را به جای دین خداساخته می گذاریم؛ ثانیاٌ، مرام ایدئولوژی مرام تغییر است نه تفسیر. ایدئولوژی به تماشا نمی نشیند تا بگوید جهان بالضّروره چنین است یا چنان نیست. بنای ایدئولوژی بر این است که شاید معماری کلّ عالم کج باشد، و لذا ما باید معماری آن را راست، و اندازه های عالم را تصحیح کنیم.

.

نگاه تکنولوژیک به جهان عبارت است از اینکه هر چیز را بالقوه یک مَرکَب سواری ببینیم که باید تا آنجا که در توان داریم از آن سواری بگیریم. معنای عقلانیت ابزاری، که همان عقل مدرن است، همین است که به همه چیز به چشم ابزار نگاه کنیم. از دید این عقلانیت، هیچ چیز غایتِ خود نیست و هیچ چیز در خود تمام نمی شود و مطلوب بالذّات قرار نمی گیرد، بلکه وسیله ای قرار می گیرد برای رسیدن به مطلوبی دیگر، که آن مطلوب دیگر را نیز تنها انسان تعریف می کند. گویی طبیعت از پیش خود هیچ هویتّی ندارد و ما با تصرّفات خود به آن هویت می بخشیم. این وضعیتِ فکریِ امروز ماست.

.

بقیه متن در «ادامه مطلب»

(کپی برداری از «اسرافیل» فقط با ذکر منبع مجاز است)

۰ ۰۵ آذر ۹۶ ، ۲۱:۴۳
اسرافیل مهدوی

«دانایی در عصر اطلاعات»

«ارتباط  در عصر ارتباطات»

.

.ارتباط در عصر ارتباطات، دانایی در عصر اطلاعات

.

«درباره فواید «انفجار اطلاعات» و «عصر ارتباطات»، حرف های فراوانی زده شده است و همچنان می شود. اما این بعد از پیشرفت بشری نیز، با ناکامی و تبعات خرد کننده ویژه خود رو به رو بوده است. کثرت اطاعات و افزایش رسانه ها و بالارفتن سرانه کاغذ، به هیچ وجه منتج به انسانی داناتر، خردمند تر و صالح تر نشده است. کسانی این عبارت را که «آب، آب همه جا، قطره ای برای نوشیدن هیچ کجا»، استعاره ای مناسب برای بیان وضعیت عصر ارتباطات دانسته اند. وفور و سهولت ارتباطات حتی منتج به ارتباطات عاطفی و انسانی بیشتر بین آدمها هم نبوده است.»

.

بقیه متن در «ادامه مطلب»

(کپی برداری از «اسرافیل» فقط با ذکر منبع مجاز است)

 

مطالب پیشنهادی:

دین و دنیا

تکنوپولی: تسلیم فرهنگ به تکنولوژی

تحریم خود بزرگ بینی

انقلاب و استقرار- فرهنگ و تمدن

غرب: غرب شناسی: تکنولوژی و اندیشه تکامل

.

۰ ۲۹ آبان ۹۶ ، ۲۰:۱۳
اسرافیل مهدوی